تبليغاتX
هر کجا روح خدا هست در انجا ازادی است

هر کجا روح خدا هست در انجا ازادی است

من ریگاو راستی و ژیانم
 
 
عیسای مسیح گفت:

"زیرا خدا پسر خود را (عیسای مسیح ) به جهان

نفرستاد تا جهانیان را محکوم نماید بلکه تا آنان را

نجات بخشد.هر کس به او ایمان بیاورد محکوم نمی شود

اما هر کس که به او ایمان نیاورد در محکومیت باقی میماند."

(انجیل یوحنا 3 : 17-18

دشمنان خود را دوست بدارید و

برای کسانیکه به شما جفا می رسانند

دعا کنید.به این وسیله شما فرزندان

پدر آسمانی خود خواهید شد،چون او

آفتاب خود را بر بدان و نیکان یکسان

می تاباند." ( متی 5 : 44-45
 

تیر ۲, ۱۳۸۸

عجیب است که بعد از ۱۳ قرن هنوز برای تعداد زیادی از جهانیان آشکارنشده است که اسلام از بدوش زاییدۀ شیطان و برای تولید گیجی، کوری و بردگی انانی که به آن می گروند به دنیا معرفی شد. محمد که هیچ اطلایی از خدای حقیقی نداشت مورد استفادۀ شیطان قرار گرفت، در او وارد شد و جهان را به خون ریزی، ویرانی وآتش کشانید. با وجود دسترسی به هر نوع اطلاعات دراین قرن حال هر شخصی می تواند برای خود اطلاعات لازم را در این مورد کسب کند و درک کند که از روز اول اسلام محمد چه بلاهائی بر سر اقوامی که ان را به زور تحمیل کردند نیاورد.

و همین امروز، کافیست به اخبار اتفاقات در ایران به اندیشیم متوجه می شویم که اسلام آزادی طلب و آزادی آور نیست بلکه افسار انداز و زنجیر کن انسان است. اسلام حتی جای خداوند را گرفته است و ادعای خدایی می کند. چون خداوند انسان را آزاد آفرید، به او آزادی، حق انتخاب و آزادی بیان عطا کرد ولی اسلام با کُفر گفتنش به خداوند توهین می کند و آزادی های خدا دادی را از انسان دریغ میدارد و در عوض انسان را اسیرقوانین و خرافات ومرده پرستی و بت پرستی وادار می کند.

ای انسان متفکر تا کی خوابی؟ تا کی آن توانایی تفکر و اندیشۀ خدا دادی خود را به کار نمی خواهی ببری؟ مگر به چه اندازه شواهد لازم است تا شما بتوانید به این نتیجه برسید که دراشتباه اید و راه نابودی (اسلام) را پذیرفته اید. مگر خداوند که شما را خلق کرد مرده و نا شنوا ست؟ مگر گوشش سنگین است؟ نه! هزار مرتبه، نه! بلکه شما اید که به خداوند دروغین(شیطان) الله، در مکالمه اید! اشعیای نبی این طور از قول خداوند(یهوا) مینویسد؛

 ای مردم فکر نکنید که خداوند(یهوه ) ضعیف شده و دیگر نمی تواند شما را نجات دهد. گوش او سنگین نیست؛ او دعاهای شما را میشنود. امّا گناهان شما باعث شده است او با شما قطع رابطه کند و دعاهای شما را جواب ندهد. دستهای شما به خون الوده است و انگشتهایتان به گناه. لبهای شما سخنان دروغ می گوید و از زبانتان حرفهای زشت شنیده می شود. در دادگاه عدالت را زیر پا می گذارید و با دروغهایی که می گویید رأی دادگاه را به نفع خود تغییر می دهید. شما گناهکار و ظالم هستید. نقشۀ شومتان مانند تخم افعی است که وقتی شکسته می شود افعی از آن  بیرون می اید و مردم را به هلاکت می رساند! امّا بدانید که نقشه هایتان عملی نخواهد شد و هیچ فایده ای به شما نخواهد رسانید. آنها مانند لباسی هستند که از تارعنکبوت بافته شده باشد. با فکرتان دایم نقشه های پلید طرح می کنید و با پاهایتان بدنبال بی گناهان می دوید تا آنها را بکُشید. هرجا می روید خرابی برجای می گذرید و سلب آرامش می کنید. تمام کارهای شما از روی بی انصافی است. راهای شما کج است، و هر که در ان قدم بگذارد از آسایش بر خوردار نخواهد شد………………..تا آیۀ ۱۵ بخوانید؟ اشعیا ۵۹ آیه های ۱ الا ۱۵

عزیزان به شما قول می دهم که اسلام برای آزادی انسان به دنیا معرفی نشد بلکه برای بندگی و گرفتاری او. بیایید و حقیقت را بطلبید؛ از اسلام رو برگردانید و خداوند (یهوه) را بطلبید چون اوست خدای واقعی و نجات دهندۀ قادر . بخوانید و اقرارکنید که خدایی جز یهوه نیست. و نجات دهندای جز مسیح او برای آمرزش ما نفرستاده است. اعمال ۴:۱۲

دوست دارم از شما بشنوم، برای من بنویسید؟

دوستدار حقیقت و آزادی همه ایرانیان و مسلمانان از زنجیر اسلا م که پرستش خدای دروغی است: داوود

http://persianblog.muslimsforyeshua.org/?p=264

نوشته شده توسط RezgaR sky |  در 3 Sep 2009 | 

 

چرا اسلام را ترك كردم؟
 دکتر علی سینا

اغلب ازمن پرسيده مي شود چرا اسلام را ترك كرد م ؟ اين كه اغلب مسلمانان به خود اجازه نمي دهند كه درباره  امكان ترك اسلام   فكر كنند ، خيلي نامعقول بنظر ميرسد.آنها ترجيع مي دهند اين گونه فكر كنند كه كساني كه از اسلام بريده اند بوسيله آژانس هاي يهود به انها پول داده شده است.تا اين حقيقت را بپذيرند كه انسان ها  ازادي انديشه دارند وبعضي ممكن است فكر كنند كه اسلام دين مورد نظر  انها نيست.

اينها دلايل من براي ترك اسلام هستند:

تا چند سال پيش من فكر مي كردم كه ايمان من به اسلام كوركورانه نيست بلكه نتيجه سالها بررسي وتحقيق است.درحقيقت من كتاب هاي زيادي كه بوسيله كساني نوشته شده بودند كه من افكارشان را قبول داشتم، درباره اسلام خوانده بودم واعتقاد  راسخ داشتم كه حقيقت را يافته ام.تمام تحقيقات پيش انتخاب شده ام ايمانم  را تاييد مي كرد.مانند بقيه مسلمانان معتقد بودم براي دانستن هرچيز بايد به منابع اوليه مراجعه كنم .والبته منابع اسلام قران وكتبي است كه بوسيله محققين مسلمان نوشته شده است.بنابراين احساس مي كردم نيازي به اينكه حقيقت را در جاي ديگر بجويم نيست چراكه مطمين بودم حقيقت را يافته ام.  مسلمانان مي گويند:طلب العلم بعد الوصول المعلوم مذموم.يعني بررسي علم بعد از رسيدن به يقين نكوهيده است.

البته اين عقيده اي احمقانه است.آيا اگر ما بخواهيم درباره يكي ازاين ايين هاي ديني خطرناك تحقيق كنيم فقط كافي است ببينيم رهبر اين ايين وپيروانش چه مي گويند؟ايا عاقلانه تر نيست دامنه تحقيقاتمان را گسترش بدهيم وببينم ديگران درباره انها چه ميگويند؟به سراغ منابعي برويم كه موضوعات را علمي بررسي مي كنند چرا كه دانشمندان مومنان نيستند آنها چيزهاي را كه به ان ايمان كوركورانه دارند، نمي گويند.دانشمندان مدارك را نقادانه بررسي مي كنند.اين با مشي مذهبي كه برپايه ايمان وباوراست خيلي تفاوت دارد.

فكر مي كنم آشناييم با ارزش هاي انساني غرب مرا حساس تر كردواشتياقم رابراي آزادي ا نديشه، دمكراسي

برابري و حقوق انسان برا نگيخت. بعد ازاين وقتي كه قرآن را مي خواندم آن را با ارزش هاي انساني نو يافته ام مغاير مي ديدم .من وقتي اموزه هايي مثل انچه درپي مي آيد مي خواندم غمگين مي شدم.

سورة انعام /90

 

در ادمه مطلب   

    بر گرفته از سایت www.solgunaz.com


ادامه مطلب ... |  نوشته شده توسط RezgaR sky |  در 5 Aug 2009 | 

در راستای موج دستگیری و زندان و آزار و شکنجۀ ایمانداران مسیحی در سراسر خاک ایران

 نوشتۀ: حسن گل هاشم

           بیاد شعر غمناک لنگستون هیوز شاعر کمونیست سیاهپوست آمریکایی می افتم که برای اولین بار مرا با نام عیسای مسیح آشنا کرد!هیوز شاعر سیاهپوست سدۀ اواخر 18 و اواسط 19 میلادی،از درد تبعیض نژادی و فقر و ستم و شکنجۀ سیاه پوستان آمریکایی در دورۀ مبارزه با تبعیض نژادی حوالی سالهای 1900 به ناله در آمده است و شما این مویه ها را در لابلای اشعار او می بینید. یکی از غمناک ترین اشعار،شعری تکان دهنده و معروف اوست که او در آن مالکیت خود را از کشوری که در آن بدنیا آمده را به دلیل ستم،آزارها و شکنجه ها سلب می کند. او می نویسد:

" بگذارید این وطن دوباره وطن شود.

بگذارید دوباره همان رویایی شود که بود.بگذارید پیشاهنگ دشت شود

و در آنجا که آزادست منزلگاهی بجوید."

 این رویای هیوز بود،اما بلافاصله می نویسد:

" این وطن هرگز برای من وطن نبود."

و او این جمله را در قطعه شعر خود بارها و بارها تکرار میکند. چرا؟چرا باید هیوزِ کمونیست وطن خود را از خود سلب کند؟زیرا سرزمین رویاهای او سرزمین " بی اعتنایی به نیازمندان است " سرزمین " فریب است " سرزمین " زورمندان بر علیۀ فقیران است." سرزمین " سود ،قدرت، استفاده،قاپیدن زمین،قاپیدن زر،قاپیدن شیوه های برآوردن نیاز و سرزمین آز و طمع " است. وطن هیوز برای او هرگز وطن نبود زیرا در آن وطنی که او بدنیا آمده بود " نگرانی، گرسنگی، شوربختی، بینوایی" تنفس می کرد.

زیرا در آن وطن " کسانی که زالو وار به حیات مردم چسبیده اند " حکومت می کردند. او شعر خود را اینگونه ادامه می دهد که:

 

درادامه مطلب

ادامه مطلب ... |  نوشته شده توسط RezgaR sky |  در 2 Feb 2009 | 
چندها ساله که اسلام گراین دارن مردم بی گناهو قتل و عام می کنند یک مسلمان هم ککیش نمی گذه حالا شده غزه همه طرف دار شدن .. به خاطر چند نفهم تروریست چرا این همه ترور که در عراق و افغانیستان داری انجام میشه کسی چیزی نمی گه هااااااا   همه میخوان به بهشت برن اریییییییییییییی  پس برید به درود  .... حق اری چون تو اسلام یاد داده کسی که  در راه خدا جان بده میره بهشت ۷۰ تا حوریییی  خدا خودش اسلان قدرت نداره داره چند بی اقل می فرسته که خود کشی کنند در راه ش؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

فهم تروریست

نوشته شده توسط RezgaR sky |  در 6 Jan 2009 | 

روح القدس کیست؟قران چه دارد در بارۀ او بگوید؟

ملاقاتی با شخصیت سوم تثلیث مقدس

 

در این مقاله شما میخوانید:

 

1-پیش در آمدی بر اهمیت روح القدس

2-معنای روح القدس

3-فرق بین روح القدس و فرشتگان و ریشه های آن در قرآن

4-برداشت نادرست از درک نام روح القدس در اسلام

5-رد پای روح القدس در مسیر کتابمقدس و عمل او بر طبق سندیت کتابمقدس

6-روح القدس و کار عظیم او بر قلب و جان ایماندار به مسیح

 

1-پیش در آمدی بر اهمیت روح القدس

شما در بارۀ روح چه میدانید؟چه برداشتی دارید؟تا چه اندازه وجود او را قبول میکنید و چگونه؟بی شک گفتگو در این مورد در این عصر تکنولوژی و صنعت جهان شمول ،بی رنگ و بی معنا می نمایاند.در دنیایی که عقل و جان آدمی به دیده ها و استنتاج های ریاضی و آزمایشگاهی متکی است.براستی چه جای آن دارد تا از روح سخن بگوییم.من با شما کاملا در این مورد موافق هستم!گفتگو در بارۀ روح و شگفتی های عجیب و غریب در بارۀ او؟اما نظر شما در بارۀ نوشیدن از جامی که تشنگی ابدی شما را سیراب ساخته و چنان زیبایی درون ،توانمندی و درایتی دهد که  آن کس که شما را زائید تشخیص ندهد،چه؟! لطفاً با ما هم راه شوید تا شما را نه با روح و خرافات هزار سالۀ فرهنگ و تمدن ما و جهان مذهب زده،بلکه با شخصی آشنا سازیم که جهان بدون او خلق نمی شد.خدا بودن او شناخته نمی شد.قلبها بدون او تسخیر نیکی نمی شد.جانها بدون او فدای حقیقت نمی شد.زشتی و کراهت گناه هرگز معلوم نمی شد. کتابمقدس نوشته نمی شد و درک آن میسر نمی شد.نطفۀ مسیح بسته نمی شد، تایید نمی شد.مسیح موعود برای مرگ بر صلیب  و تحمل تمامی آزارها و شکنجه ها ،توهین ها ،شلاق خوردن ها و زجر عظیم بر میخهای آهنین صلیب آماده نمی شد.شهادت عیسی در بارۀ مسیح بودن خود و مرگ و قیامش در روز سوم محقق نمی شد. ایماندار به مسیح مصلوب پشتیبانی نمی شد.به آنان شجاعت داده نمی شد.  بدون حضور او و بودن او در زندگی ایمانداران به مسیح پیروزی بر ضعفها و سستی ها و قوت دادن بر علیۀ نیروهای شریر تضمینی داده نمی شد.بدون او هرگز طبیعت گناه آلود و گندیدۀ ما که مشمئز کننده و کریه اما خفته در پس چهرۀ روحانی و انسان دوستانۀ ماست تبدیل به طبیعتی نو و واقعی شبیه  خدا نمی شد.بدون او تولد تازه هرگز میسر نمی شد.این را نوشتم تا از اهمیت شناخت این شخصیت سوم تثلیث مقدس ایمان مسیحی تنها گوشه ای از پرده را بالا زده باشم!

ابتدا کمی به عمق رویم.

در ادامهی مطلب

ادامه مطلب ... |  نوشته شده توسط RezgaR sky |  در 2 Oct 2008 | 
اكنون به شرح مختصرى از اعتقادات شاخه‌هاى مختلف مسيحيت مى‌پردازيم. لازم است كه در اين جا تأكيد شود كه اين شاخه‌ها يا فرقه‌هاى مختلف مسيحيت در اساس متحدند. همه ايمان دارند كه 66 جزوه كتاب مقدس الهام خداست، خداى واحد خود را در سه اقنوم يعنى پدر و پسر و روح‌القدس ظاهر فرموده و تثليث اقدس جزء اركان ايمان آنان مى‌باشد. آنها معتقدند كه عيسى مسيح پسر يگانه خدا، و اقنوم دوم از تثليث از مريم باكره جسم گرفت و به دنيا آمد و بالاى صليب كفاره گناهان بشر را داد، مرد و روز سوم قيام فرمود و بر دست راست خداى پدر نشست... اما اختلافاتى نيز با هم دارند كه ضمن بيان اعتقاداتشان مشخص خواهد گرديد.

كليساى كاتوليك
كلمه كاتوليك يعنى جامع و عالم‌گير. مى‌گويند كه اولين بار "ايگناتيوس" (در حدود سال‌هاى 110- 115 ميلادى) از اين كلمه استفاده نموده است. كليساى كاتوليك الهامى بودن كتاب مقدس را قبول داشته و به كتاب‌هاى اضافى (آپوكريفا) نيز معتقد است. از جمله ديگر اعتقادات اين كليسا عبارتند از: تعميد آب كه شرط عضويت در اين كليسا محسوب مى‌شود. (اطفال و افراد بالغ را با ريختن آب روى سر يا غسل كامل در آب تعميد داده سپس آنها را با روغن مقدس مسح مى‌كنند و با دست‌گذارى، ايمان‌داران را تأييد مى‌كنند). معمولا دست‌گذارى افراد را اسقف انجام مى‌دهد اما كشيش نيز اجازه اين كار را دارد.معمولا به هنگام اجراى مراسم عشاء ربانى فقط نان را به اعضاى عادى كليسا مى‌دهند. كليساى كاتوليك معتقد است كه جسم و خون مسيح عملا در نان و پياله عشاء ربانى حضور دارند. با اجراى مراسم توبه مخصوص (معمولا توأم با رياضت)، گناهان بعد از تعميد بخشوده مى‌شود. از روغن مسح براى بيماران شديد، آسيب‌ديدگان و سالمندان استفاده مى‌شود. آيين برانگيختن افراد به مقام شماسى، كشيشى و اسقفى به طرز خاصى اجرا مى‌شود. ازدواج نيز يك آيين مقدس است كه با هيچ قدرت بشرى قابل لغو شدن نيست. بنابراين كسى نمى‌تواند بعد از طلاق مجددا ازدواج نمايد. اعضاى كليسا موظف هستند كه در مراسم نماز مخصوص يكشنبه و ساير روزهاى مقدس شركت نموده، هم چنين روزهايى معين پرهيز و روزه داشته و اقلا سالى يكبار گناهان خود را نزد كشيش اعتراف كرده، عشاء مقدس ربانى را در ايام عيد پاك (عيد قيام) بگيرند، براى تأمين هزينه زندگى شبانان از مال خود به كليسا بدهند. اعضاى كليسا موظفند كه مقررات مربوط به ازدواج كليساى كاتوليك را رعايت نمايند.

مادر خدا: اين لقب در شوراى افسس به تاريخ 431 ميلادى به مريم مقدس مادر عيسى مسيح داده شد. هرچند قصد از به كار بردن اين لقب، نشان دادن الوهيت مسيح و مبارزه با اسقف نستوريوس بود كه نمى‌توانست قبول كند طفلى كه از مريم متولد شد همان خدا باشد. متأسفانه به تدريج با به كار بردن اين لقب براى مريم، اين عقيده پيدا شد كه مريم قابل پرستش است. هرچند بسيارى از كاتوليك‌هاى روشن فكر كه با كلام خدا آشنايى دارند، پرستش مريم را نمى‌پذيرند ولى به طور كلى بسيارند كسانى كه در اين كليسا به مريم و مقدسين دعا مى‌كنند. بديهى است كه اين امر با تعليم خداوند ما عيسى مسيح كه فرمود به نام او دعا كنيم مغايرت دارد. (انجيل يوحنا 14: 13 و 14 و نيز اعمال رسولان 4: 12 را ملاحظه كنيد). منزه بودن مريم از گناه نيز عقيده ديگرى است كه در كليساى كاتوليك مورد قبول واقع شده و مقصود اين است كه از همان لحظه‌اى كه مادر مريم حامله شد، وى از آلايش گناه ذاتى مصون مانده است.
صعود مريم به آسمان: در تاريخ اول نوامبر 1950 پاپ پيوس دوازدهم اين عقيده را جزء اعتقادات رسمى كليساى كاتوليك روم اعلام نمود. طبق اين نظريه پس از اين كه مريم مقدس زندگى جسمانى خود را به پايان رسانيد با جسم و جان زنده به آسمان صعود نمود.

تجرد طبقه روحانى: يكى ديگر از اعتقادات خاص كليساى كاتوليك اين است كه كشيشان و اسقفان و راهبان اجازه ازدواج ندارند. تا تاريخ شوراى نيقيه (سال 325 ميلادى)، چنين نبود و مقامات روحانى اجازه داشتند كه طبق رساله اول پولس به تيموتاؤس 3: 1- 12 ازدواج نمايند. در كليساى كاتوليك اگر كسى مجرد باشد و بخواهد به مقام كشيشى دست‌گذارى شود، بايد تعهد كند كه ازدواج نخواهد كرد و در پاكى زندگى خواهد نمود. ولى اگر شخص متأهلى بخواهد به عنوان كشيش دست‌گذارى شود، اشكالى ندارد. ليكن مقام بالاتر از كشيش حتما بايد مجرد باشد.
ناگفته نماند كه اكنون در كليساى كاتوليك بحث‌ها و تغييرات متعدد و مقدارى هم نفاق و جدايى ديده مى‌شود. پاپ ژان سيزدهم و شوراى دوم واتيكان برنامه‌ها و خط‌مشى  ‌هاى تازه‌اى را وارد كليساى كاتوليك نموده‌اند. از آن جمله آزادى مطالعه كتاب مقدس از طرف اعضاى كليسا. طبق نوشته آقاى فرانك ميد اكنون در امريكا بيش از سيصد هزار نفر از كليساى كاتوليك تجربه تعميد و روح‌القدس را يافته و به زبان‌ها، ترجمه زبان‌ها، نبوت و شفا ايمان دارند. ولى نفاق در زمينه تجرد، جلوگيرى از زاد و ولد، سقط جنين، قدرت اسقف‌ها و بعضى مسايل ديگر در ميان آنها ديده مى‌شود.

كليساى ارتودكس
كليساى ارتودكس مبدأ خود را از مسيح و رسولان مى‌داند. تا هزاره اول ميلادى كليساى شرقى، (روم شرقى) و كليساى روم غربى (ايتاليا) دو شاخه از يك كليسا محسوب مى‌شدند. در سال 1054 اين دو رسما از يكديگر جدا شده به تكفير يكديگر پرداختند. از آن زمان تاكنون كليساهاى ارتودكس با تشكيلات مختلفى كه متناسب با فرهنگ‌هاى ملى هر كشورى مى‌باشد به حيات خود ادامه دادند. از آن جمله مى‌توان كليساهاى ارتودكس يونان، رومانى، روسيه، و ارتودكس سريانى را نام برد. كليساى ارامنه نيز خود را ارتودكس مى‌داند. هرچند از نظر عقيده درباره طبيعت مسيح قدرى با اين كليسا و كليساى كاتوليك فرق دارد. كليساى ارتودكس اعتقاد‌نامه‌هاى شوراهاى هفتگانه اول را مى‌پذيرد و درمورد مراسم نمازهاى مختلف مانند كليساى كاتوليك است. جنبه بصرى و استفاده از تمثال و تصوير و امثال آن در كليساى ارتودكس بسيار قوى است. هر كدام از تصاوير، ظاهرا نمايانگر حقيقتى از خدا بوده و به مراسم عبادت رنگ و جلوه خاص مى‌بخشد.
كليساى ارتودكس داراى هفت آيين به قرار زير است:
تعميد آب، مسح (تأييد)، عشاء مقدس ربانى، نماز توبه، مقامات مقدس (يا آيين دست‌گذارى مقامات كليسا)، ازدواج، مسح مقدس. اطفال و افراد بالغ را با سه بار فرو بردن در آب غسل تعميد مى‌دهند. بلافاصله پس ازتعميد آب، ايمان‌دار را با روغن مقدس مسح مى‌كنند. مسح مقدس براى بيماران است. اجراى عشاء مقدس ربانى قسمت اصلى مراسم روزهاى يكشنبه و ايام مقدس بوده و همه كليساهاى ارتودكس مى‌گويند كه نان و شرابى كه براى عشاء ربانى تقديس شده، بدن و خون مسيح است. در كليساى ارتودكس به وجود برزخ (Purgatory) عقيده ندارند، ليكن براى مردگان دعا مى‌كنند و معتقدند كه مردگان هم براى ايمان‌داران روى زمين دعا مى‌كنند. آنها عقيده دارند كه براى به شمار رفتن در زمره پاكان و نيكان، ايمان و عمل هر دو ضرورى هستند.

پروتستانتيسم (نهضت پروتستانت Protestant)
پروتستانت‌ها بخشى از مسيحيت تاريخى هستند كه به منظور اصلاح كليسا بر طبق كلام خدا، در قرن شانزدهم از زير سلطه پاپ خارج شدند. نام پروتستانت يا پروتستان از آلمان آغاز گرديد و با ابلاغ خواسته‌هاى اصلاحى مارتين لوتر و پيروانش در سال 1529 صورت رسمى پيدا كرد. مارتين لوتر و پيروانش مى‌گفتند: «اين كلام (كتاب مقدس) بايد موعظه شود، و نه چيزهايى كه با آن مغايرت دارند. اين تنها حقيقت است، قانون مطمئنى است براى تمام تعاليم و رفتار مسيحى، كه هرگز خطا نمى‌كند و ما را فريب نمى‌دهد». تاريخ كليسا نشان مى‌دهد كه در تمام دوران‌ها اقليتى بودند كه مى‌توان آنها را "بقيه وفادار" ناميد كه مانند "بقيه وفادار" در عهد عتيق فقط به خداوند و كلام حقيقت او متمسك بودند. وقتى با مسيحى شدن قسطنطين در اوايل قرن چهارم، قدرت دنيوى كليسا زياد شد، در واقع بسيارى از مقامات روحانى گرفتار امور دنيوى شدند، ولى اين بقيه وفادار به شكل اقليتى كه كليساى تشكيلاتى و ظاهرى آنها را به حساب نمى‌آورد، به خداوند و كلام مقدسش متمسك بوده و طالب اصلاح كليسا بودند. سال‌ها قبل از ظهور مارتين لوتر بعضى از اين ايمان‌داران جانشان را در راه حقيقت از دست دادند. وقتى مارتين لوتر پا به ميدان مبارزه نهاد، زمينه آماده شده بود. خداوند از قلب او آغاز به كار كرد؛ زيرا مارتين لوتر طالب اطمينان نجات بود و با دعاى بسيار و مطالعه كتاب مقدس به اين نتيجه رسيد كه «عادل به ايمان زيست خواهد نمود» (روميان 1: 17). او متوجه شد كه براى نجات يافتن و نيك و عادل شمرده شدن فقط بايد به فيض خداوند متكى بود و به عيسى مسيح و كفاره او بالاى صليب ايمان آورد زيرا خداوند مسيح با مرگش بالاى صليب كفاره كافى براى گناهان بشر فراهم نموده است.

هرچند كلمه پروتستانت به معنى اعتراض كننده مى‌باشد، ولى در واقع مقصود آن نهضت اين بود كه شاهد و مبشر حقايق انجيل خداوند ما عيسى مسيح باشند. متأسفانه خود مارتين لوتر هم مانند هر انسان ديگر ضعف‌ها و اشتباهاتى داشت. فرقه‌هاى پروتستانت بسيار متنوع هستند، ما سعى مى‌كنيم محض آگاهى خوانندگان عزيز مختصرى در مورد تعاليم بعضى از اين فرقه‌ها بنويسيم. به مرور زمان عده‌اى از اين فرقه‌ها از حقايق اساسى انجيل دور شده و تعاليم ليبرال را وارد كليسا كرده‌اند. اين تعاليم درمورد الهامى بودن قسمت‌هايى از كلام خدا شك مى‌نمايند و بنا به دل‌خواه بعضى جاها را الهام خدا و قسمت‌هاى ديگر را غير الهام مى‌پندارند. بديهى است كه ليبرال‌ها از حقيقت بسيار دور شده و از ايمان راستين منحرفند. خطر ليبرال‌ها براى كليساى راستين مسيح خيلى بيشتر از خطر دشمنان خارجى كليسا مى‌باشد، زيرا ليبرال‌ها به طرز موذيانه وارد كليسا شده و از داخل آن را خراب مى‌كنند.

جنبش بنيادگراى پروتستانت (Fundamentalism)
به منظور حفظ تعاليم راستين و مبارزه با مكتب ليبراليسم در كليسا، در سال 1919 شوراى جهانى در شهر فيلادلفيا تشكيل و سازمانى به وجود آورد كه از پيروانش مى‌خواهد به اصول نه‌گانه زير وفادار باشند:

1-    الهام خدا بودن كتاب مقدس و مصونيت آن از خطا
2-    تثليث
3-    الوهيت مسيح و تولد او از باكره
4-    خلقت آدم و سقوط او
5-    كفاره مسيح و مرگ او به جاى ما
6-    قيام مسيح و صعود او به آسمان
7-    تولد تازه و خلقت نو ايمان‌داران
8-    بازگشت عيسى مسيح به جهان و قريب‌الوقوع بودن آن
9-  قيامت و تعيين و تقسيم مردم به دو دسته، رسيدن قسمتى از مردم به سعادت جاودانى و محكوميت دسته ديگر به پريشانى و نكبت جاودانى.

كليساهاى انجيلى
در سال‌ها اخير اصطلاح "كليساى انجيلى Evangelicals" براى آن دسته از مسيحيان به كار برده مى‌شود كه به حقايق بنيادى فوق‌الذكر وفادار بوده و تأكيد آنان بر بشارت انجيل و پيام نجات از گناه با ايمان و از راه فيض خدا و نه از طريق اعمال نيك مى‌باشد. بنابراين اگر كليسايى متمايل به تعليم ليبرال باشد، كليساى انجيلى نخواهد بود. با در نظر گرفتن تعريف فوق همه كليساهاى پنطيكاستى "Oneness" يا "Jesus Only" كه تثليث را قبول ندارند، از اين قاعده مستثنى مى‌باشند. بسيارى از كليساهاى ديگر نيز كه به تعاليم بنيادى كتاب مقدس معتقدند و وفادارند، انجيلى محسوب مى‌شوند.

كالوين و آرمينيوس (Calvinism and Arminiansm)
يكى از نكات حساسى كه لازم است در اينجا مطرح شود، فرق بين مكتب كالوين و مكتب آرمينيوس مى‌باشد. كليساهايى كه به اصول بنيادى كه قبلا بيان كرديم معتقدند از نظر اعتقاد به مشيت الهى درمورد انتخاب و مسئله دخالت اراده انسان در امر نجات معمولا پيرو يكى از اين دو مكتب مى‌باشند. بديهى است كه ممكن است بعضى‌ها نيز حد وسط را انتخاب كنند.
ژان كالون يا كالوين (1509- 1564) يك دانشمند كتاب مقدس و فرانسوى‌الاصل بود كه از دست كاتوليك‌ها به سوسيس پناهنده شد. مكتب فكرى كالوين به دور "حاكميت و اقتدار" مى‌چرخد. حاكميت خدا در عالم خلقت، حاكميت مسيح در نجات، حاكميت كتاب مقدس در ايمان و رفتار، حاكميت وجدان فرد در تعبير و تفسير اراده و كلام خدا. مجموعه تعليم وى را در پنج نكته خلاصه كرده‌اند: ناتوانى بشر، تقدير بلاشرط و تعيين سرنوشت به طور غير مشروط ، كفاره محدود، فيض مقاومت ناپذير، ثبات نهايى (Final perseverance).

آرمينيوس "Jacob Herman- Armenius" (1560- 1609 ميلادى) يك دانشمند الاهيات مسيحى و هلندى‌الاصل بود. اصل مكتب او را مى‌توان چنين خلاصه كرد:
1-    خدا مردم را براساس ايمانى كه پيشاپيش مى‌بيند، انتخاب يا ملامت مى‌كند.
2-    مسيح براى همه مردم و براى هر فردى جان داد، هرچند فقط ايمان‌داران نجات مى‌يابند.
3-    انسان به قدرى تباه و فاسد شده كه براى رسيدن به ايمان يا هر عمل نيك ديگر فيض الهى ضرورى است.
4-    انسان مى‌تواند با اين فيض مقاومت و مخالفت نمايد.
5-    ثابت ماندن همه كسانى كه حقيقتا تولد تازه يافته‌اند امرى است كه بايد بيشتر مورد بررسى قرار گيرد.
بايد متذكر شد كه پيروان مكتب آرمينيوس سال‌هاى بعد در اين اصول تغييراتى مهم به وجود آورده و گروهى پيرو شاخه خاصى از آن شده‌اند.

اكنون كليساى انجيلى و بنيادگرا را مى‌توان به دو دسته تقسيم كرد:
1-    دسته‌اى كه از اصول مكتب كالوين پيروى مى‌كنند.
2-    دسته‌اى كه از اصول مكتب آرمينيوس متابعت مى‌نمايند.
كليساهاى متديست و اكثر پنطيكاستى‌ها پيرو مكتب آرمينيوس مى‌باشند. كليساهاى پرزبيترى و باپتيست اصول مكتب كالوين را تابعند.

كليساى لوترى (Lutheran Church)
ريشه‌هاى كليساى لوترى به اصلاحات كليسا توسط مارتين لوتر مى‌رسد. مارتين لوتر كه يك كشيش آلمانى بود بين سال‌هاى 1513 و 1530 كشفيات جديدى كرد كه موجب جدا شدن او و ساير پروتستانت‌ها از كليساى كاتوليك رومى گرديد. لوترى‌ها گروهى از پروتستانت‌ها بودند كه قصد تجزيه‌طلبى و جدايى از كليسا نداشتند. آنها مى‌خواستند كه كتاب مقدس را به عنوان يگانه مرجع زندگى كليسا و ملاك ايمان و رفتار مسيحى قرار دهند. كليساى لوترى هنوز هم بسيارى از سنت‌هاى كليساى قديم و قرون وسطى را حفظ كرده كه از آن جمله آيين نماز كليسايى است كه بر حسب تعاليم پروتستانت تغييراتى در آن به عمل آورده‌اند. داستان قيام مارتين لوتر به ضد كليساى كاتوليك شهرت تاريخى دارد. به طور خلاصه عقايد مارتين لوتر از اين قرار است:
1-  كليساى كاتوليك و تشكيلات پاپ هيچ گونه نقش الهى در امور روحانى كليساى خداوند ندارد. به عبارت ديگر نبايد در امور روحانى نقش خدا را ايفا كنند.
2-    مرجع نهايى براى وجدان اشخاص، كتاب مقدس مى‌باشد نه كشيش يا كليسا.
3-  آموزش گناهان با تبه و بازگشت مستقيم از گناهان به سوى خدا، كه به يارى روح‌القدس انجام مى‌شود به دست مى‌آيد نه از راه كارهاى نيك و اجراى مراسم كليسايى. آمرزش گناه را نمى‌توان با خريد عفونامه‌هايى كه كليساى كاتوليك به معرض فروش گذاشته به دست آورد.
4-    انسان از راه ايمان عادل و نيك شمرده مى‌شود نه از راه اجراى مراسم كليسايى.
5-  ايمان، تسليم شدن به دستورات كليسا نبوده، بلكه اعتماد كامل قلبى به عيسى مسيح مى‌باشد. اولين و آخرين فكر سخن مارتين لوتر اين بود: عادل به ايمان زيست خواهد نمود.
6-    لوتر مى‌گفت كه وجدان افراد تنها در برابر خد مسئول است.
7-  لوتر معتقد بود كه كتاب مقدس كلام الهام شده و قدرتمند خدا بوده و روشن و كامل و راهنماى بشريت مى‌باشد. تعاليم لوتر بر اين سه كلمه پايه گگذارى شده است: خدا، وجدان و كتاب مقدس.

اصلاحات كليسايى كه در آلمان به وقوع پيوست نتيجه‌اش اتحاد پروتستانت‌ها نبود، بلكه ايجاد دو شاخه به نام "لوتريسم انجيلى به رهبرى لوتر" و "ملانكتن" و "كليساى اصلاح شده به رهبرى ژان كالوين"، "اولريخ زوينگلى" و "جان ناكس". مركز كليساى لوترى آلمان و كشورهاى اسكانديناوى است و از آنجا به امريكا رسيده است. كليساهاى لوترى نيز به شعبات مختلف تقسيم شده‌اند، ولى ظاهرا به اصول ايمان اوليه خود وفادار مى‌باشند. دو آيين يعنى تعميد آب و عشاء ربانى در كليساى لوترى نه تنها به عنوان علامت و يادگارى اجرا مى‌شوند، بلكه به عنوان مجراهايى كه خدا از آن طريق فيض آمرزنده و نيروبخش خود را به انسان عنايت مى‌فرمايد. بچه‌هاى كوچك را تعميد مى‌دهند و معتقدند كسى كه تعميد يافت عطاى خلقت تازه (تولد تازه) را از روح‌القدس دريافت نموده است.

كليساى متديست
نهضت روحانى متديست بين سال‌هاى 1738 و 1790 در ميان كليساهاى انگليس شروع شد. رهبران اين نهضت جان و چارلز وسلى پسران يك كشيش انگليسى بودند. در دوران خدمت اين مردان خدا، روح‌القدس مستقيما و با حرارت آسمانى وارد مراسم خشك و بى‌روح كليساها شده و بسيارى را احياء نمود. جان و چارلز وسلى به اتفاق جوان ديگرى بنام جورج هويتفيلد دانشجوى دانشگاه آكسفورد انگليس بودند كه اين نهضت را به صورت گروه كوچكى آغاز نمودند. اين افراد اوقات معينى را به دعا و مطالعه كتاب مقدس اختصاص مى‌دادند و در اين امر نظم خاصى داشتند. آنها معتقد بودند كه قبل از تقديس افراد بايد عادل شمرده شوند و پس از آن قدوسيت در زندگى ضرورى است. دانشجويان ديگر دانشگاه، اين جوانان غيور مسيحى را به باد مسخره گرفته و اسامى و القاب طعنه‌آميز به آنان نسبت مى‌دادند. اما وسلى‌ها با جرأت و شجاعت فوق‌العاده به سراغ مردم كوچه و بازار رفته و با موعظه انجيل و دعا آنان را به سوى خداوند هدايت مى‌نمودند. متديست‌هاى اوليه درباره اطمينان نجات، رشد و ترقى در زندگى روحانى و باطنى، امكان رسيدن به زندگى كامل مسيحى در همين دنيا و اجراى مراسم روحانى با وقار و سنگينى خاص تأكيد داشتند. از نظر تعليمى وسلى‌ها پيرو مكتب آرمينيوس بوده، به آزادى اراده انسان معتقد بودند. اما "هويتفيلد" از مكتب كالوين تبعيت مى‌كرد.

تأثير روحانى متديست‌ها بسيار وسيع و عميق  بوده، و جواب‌گوى بسيارى از دردهاى اجتماعى زمان خود گرديد. در آن زمان كليساى انگليس به طبقه كاگر در شهرها چندان توجهى نداشت. اما متديست‌ها نيازهاى اين طبقه را برآورده مى‌كردند. مورخين گفته‌اند كه نهضت روحانى متديسم از بروز انقلاب خونين در كشور انگليس جلوگيرى كرد. از نتايج ديگر اين جنبش روحانى، ايجاد مراكز درمانى، يتيم‌خانه، مؤسسات خيريه، اصلاح وضع زندانيان، لغو بردگى، و تنظيم قوانين مربوط به صنايع و روابط كارگر و كارفرما را مى‌توان برشمرد. امروزه پيروان فرقه متديست در امريكا در حدود 13 ميليون و در نقاط ديگر جهان به 18 ميليون نفر مى‌رسند. متأسفانه به مرور زمان آتش روح‌القدس در ميان متديست‌ها نيز رو به سردى و خاموشى نهاد و بسيارى از آنان سرد و بى‌روح شده و حتى بعضى از متديست‌ها به سوى ليبراليسم گرويده و ايمان اصلى را از دست داده‌اند مگر آنانى كه با آغاز موج بيدارى روحانى پنطيكاستى از سر نو با آتش روح‌القدس مشتعل شده باشند.

كليساى باپتيست (Baptist Church)  
مورخين مسيحى مى‌گويند كه كليساى باپتيست نهضتى بود كه در حدود سال 1610 ميلادى كه كشور انگليس به وجود آمد. اين گروه از مسيحيان مى‌خواستند كه پروتستانتيسم و اصلاحات روحانى كليسا را به نتيجه منطقى آن برسانند. پيروان اين نهضت مى‌گفتند كه تنها كسانى واجد شرايط عضويت كليسا مى‌باشند كه ايمان خود را اعتراف كنند. بنابراين كليسا فقط از افرادى تشكيل مى‌گردد كه از سر نو مولود شده باشند. باپتيست‌هاى اصيل كاملا روى كتاب مقدس تكيه نموده، به جنبش بشارتى معاصر كمك‌هاى شايانى كرده‌اند. آنان معيارهاى عضويت كليسا را بالا گرفته غالبا از اعضا مى‌خواهند كه داراى تجربه چشم‌گيرى از دگرگونى روحانى داشته باشند و زندگى و عادت‌هاى پاكى را دنبال كنند. در آمريكا كليساى باپتيست بين سفيدپوستان جنوبى و هم چنين ساه‌پوستان قوى بوده و بزرگ‌ترين شاخه پروتستان امريكا را تشكيل مى‌دهند. اكثر باپتيست‌ها از نظر علم الهى پيرو مكتب كالوين هستند. كليساهاى باپتيست به شعبات مختلفى تقسيم شده‌اند. به طور كلى مى‌توان باپتيست‌هاى بنيادگرا جزئى مى‌باشند. اعتقادات مشترك اينها از اين قرار است: كتاب مقدس الهام خدا بوده و به عنوان يگانه قانون زندگى قابل اعتماد است. خداوندى عيسى مسيح، آزادى ذاتى افراد در تقرب به خدا، نجات از طريق ايمان با فيض تماس روح‌القدس، اجراى دو آيين مقدس يعنى عشاء ربانى و تعميد ايمان‌داران با غسل در آب، استقلال كليساى محلى، تشكيل كليسا از گروهى از ايمان‌داران تولد تازه يافته كه با اعتراف به ايمان تعميد گرفته باشند، تعميد اطفال غير كتاب مقدسى بوده و نبايد اجرا شود، كليسا و دولت بايد كاملا از يكديگر جدا باشند، بى‌فنا بودن روح انسان، يكى بودن منشأ انسان، قانون شاهانه خدا، لزوم نجات از گناه از طريق كفاره مسيح، و پيروزى نهايى ملكوت خدا.   
اين اعتقادات كلى هرگز به صورت يك اعتقادنامه رسمى كه مورد استفاده همه كليساهاى باپتيست باشد تدوين نشده، ولى در دو بيانيه گنجانده شده‌اند. باپتيست‌ها بر آزادى فكر و بيان از منبر و اعضاء كليسا تأكيد داشته و يكى از دمكراتيك‌ترين گروه‌هاى مذهبى امريكا مى‌باشند. به منظور ايجاد مشاركت بين كليساهاى مختلف باپتيست، معمولا شوراى محلى و ايالتى تشكيل مى‌دهند. ولى كليساهاى محلى درمورد قوانين ومقررات داخلى كاملا مستقل عمل مى‌كنند.

كليساهاى پرزبيترى (Presbyterian)
ريشه‌هاى كليساهاى پرزبيترى را بايد در تعاليم پروستنتانت ژان كاولين (بين سال‌هاى 1534 و 1560 ميلادى) جستجو كرد. كلمه پرزبيترى اصولا يك كلمه يونانى است به معنى شيخ كليسا، و به كليساهايى اطلاق مى‌شود كه سيستم ادارى آنها مشايخى است. اين كليسا روى مطالب ذيل تأكيد خاصى مى‌نهد:
1-    حاكميت خدا روى جهان و زندگى انسان‌ها
2-    پاسخ انسان‌ها به اقتدار و اراده خدا توسط كلام خدا و روح‌القدس شناخته مى‌شود.
كليساهاى پرزبيترى به شاخه‌هاى مختلفى تقسيم شده‌اند. بعضى از اين شاخه‌ها بنيادگرا و معتقد به الهامى بودن كتاب مقدس بوده، و عده‌اى هم ليبرال و اصول اوليه نهضت دورافتاده‌اند. كليساهاى پرزبيترى به دو آيين يعنى تعميد آب (تعميد اطفال با به كار بردن چند قطره آب) و عشاء ربانى معتقدند. در ايران كليساهاى پرزبيترى بنام "كليساهاى انجيلى" شناخته شده‌اند.

كليساهاى پنطيكاستى (Pentecostal Churches)
عنوان پنطيكاست از كتاب اعمال رسولان فصل دوم گرفته شده و به كليساهايى اطلاق مى‌شود كه به تجربه روحانى روز پنطيكاست معتقدند. اين نهضت در اوايل قرن بيستم با ريخته شدن روح‌القدس بر عده‌اى از ايمان‌داران بنيادگراى پروتستانت آغاز گرديد. پنطيكاستى‌ها معتقدند كه تعميد روح‌القدس همراه با تكلم زبان‌ها و ظهور ساير عطاياى روح‌القدس بوده و عيسى مسيح امروز هم شفا مى‌دهد. تجربه تعميد روح‌القدس و تكلم به زبان‌ها ابتدا به كليساهاى پروتستانت محدود مى‌شد، ليكن در سال‌هاى اخير از مرز فرقه‌ها گذشته و به كليساهاى سنتى نيز وارد شده و عده قابل ملاحظه‌اى از كاتوليك‌ها و ساير فرقه‌هاى مسيحى اين تجربه روحانى را يافته‌اند. كلمه "كاريزماتيك Charismatic" اكنون به گروه‌هايى اطلاق مى‌شود كه تعميد روح‌القدس را همراه با عطاى تكلم به زبان‌ها يافته و براى پرستش خداوند و اشاعه انجيل به دور هم جمع مى‌شوند. بسيارى از پنطيكاستى‌ها از زمينه متديست يا باپتيست بوده و توجه خاصى به زندگى پاك و مقدس دارند. پنطيكاستى‌ها به گروه‌هاى مختلف تقسيم مى‌شوند. اكثر آنان به اين اصول ايمان دارند: تثليث، گناه اصلى بشر، نجات از طريق كفاره خون مسيح، تولد مسيح از باكره و الوهيت او، الهامى بودن كتاب مقدس و خطاناپذير بودن آن، مظاهر و بركات روح‌القدس، تعميد با روح‌القدس و آتش، ظهور مسيح بيش از يك هزار سال مبارك، دادن پاداش و داورى آينده. در اكثر اين گروه‌ها دو آيين مقدس اجرا مى‌شود كه عبارتند از تعميد آب (معمولا با غسل در آب) و عشاء ربانى. بسيارى از پنطيكاستى‌ها قبل از عشاء ربانى پاهاى يكديگر را مى‌شويند. دعا براى بيماران نيز قسمتى از برنامه اين كليساها را تشكيل مى‌دهد.

كليساهاى جماعت خدا (Assemblies of God)
بعد از اين كه روح‌القدس در اوايل قرن حاضر در امريكا ريخته شد، در سال 1914 عده بسيارى از واعظين پر از روح كه مؤسسين نهضت پنطيكاستى بودند دور هم جمع شدند تا به منظور حفظ نهضت از افراط و تفريط‌هاى غير كتاب مقدسى و نيز اشاعه پيام نجات بخش انجيل مسيح تا اقصا نقاط جهان با هم مشاركت كنند. اين گروه كليساهايى را تشكيل دادند كه اكنون بنام كليساهاى جماعت خدا ناميده مى‌شوند، كه مى‌توان گفت بزرگترين گروه پنطيكاستى مى‌باشند. جماعت خدا در امريكا بيش از دو ميليون و در برزيل بيش از سيزده ميليون و در بسيارى از كشورهاى امريكايى لاتين ميليون‌ها عضو دارد.
به طور كلى كليساى پنطيكاستى در سراسر عالم منتشر شده، و نيرومندترين نهضت روحانى پروتستانت را تشكيل مى‌دهند.     
     
   
ادامه مطلب ... |  نوشته شده توسط RezgaR sky |  در 15 May 2008 | 

گردآوری و توضیحات:آرش

اسلامگرایان همواره در طول تاریخ توسط انسانگرایان و خردگرایان محکوم به زن ستیزی و زیر پا گذاشتن حقوق مسلم زنان شده اند. در این برگ نشان داده خواهد شد که در بسیاری از موارد این زن ستیزی اسلامگرایان برخواسته از آموزه های زن ستیزانه قرآنشان است.برای مطالب بیشتر در ارتباط با  زنان به بخش زنان تارنمای افشا مراجعه کنید.

شماره صفحات تنها در مورد قرآنهایی صدق میکند که به شیوه عثمان طاها نوشته شده اند.

 

سوره بقره (ماده گوساله) آیه 228

وَالْمُطَلَّقَاتُ يَتَرَبَّصْنَ بِأَنفُسِهِنَّ ثَلاَثَةَ قُرُوَءٍ وَلاَ يَحِلُّ لَهُنَّ أَن يَكْتُمْنَ مَا خَلَقَ اللّهُ فِي أَرْحَامِهِنَّ إِن كُنَّ يُؤْمِنَّ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَبُعُولَتُهُنَّ أَحَقُّ بِرَدِّهِنَّ فِي ذَلِكَ إِنْ أَرَادُواْ إِصْلاَحًا وَلَهُنَّ مِثْلُ الَّذِي عَلَيْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَلِلرِّجَالِ عَلَيْهِنَّ دَرَجَةٌ وَاللّهُ عَزِيزٌ حَكُيمٌ.

بايد که زنان مطلقه تا سه بار پاک شدن از شوهر کردن باز ايستند و، اگربه خدا و روز قيامت ايمان دارند ، روا نيست که آنچه را که خدا در رحم آنان آفريده است پنهان دارند و در آن ايام اگر شوهرانشان قصد اصلاح داشته باشند به بازگرداندنشان سزاوارترند و برای زنان حقوقی شايسته است همانند وظيفه ای که بر عهده آنهاست ولی مردان را بر زنان مرتبتی است وخدا پيروزمند و حکيم است.

در این آیه بطور صریح تاکید شده است که مردان در درجه ای بالاتر از زنان قرار دارند و لذا برتر از آنان هستند. نابرابری حقوقی میان زنان و مردان برخواسته از این واقعیت است که ادیان در دوران مرد سالاری شکل گرفته اند.

سوره بقره (ماده گوساله) آیه 223 صفحه 36

نِسَآؤُكُمْ حَرْثٌ لَّكُمْ فَأْتُواْ حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ وَقَدِّمُواْ لأَنفُسِكُمْ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَاعْلَمُواْ أَنَّكُم مُّلاَقُوهُ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ.

زنانتان کشتزار شما هستند. هرجا که خواهید به کشتزار خود درآیید. و برای خویش از پیش چیزی فرستید و از خدا بترسید و بدانید که به نزد او خواهید شد. و مومنات را بشارت ده. ترجمه های بیشتر

کشتزار نامیده شدن زنان مسئله ای کاملاً جنسی بوده است، یهودیان معتقد بودند برقراری تماس جنسی از پشت با زن باعث چپ شدن چشم کودک وی میشود، محمد وقتی این آیه را سراییده است که در مدینه مسلمانان در مورد صحت این قضیه از او پرسش کرده اند. در این آیه به مرد مسلمان اجازه داده میشود تا در هر کجا و در هر زمان و از هر طریق با زن خود رابطه جنسی برقرار کند. برای اطلاعات بیشتر اینجا را کلیک کنید.

سوره بقره (ماده گوساله) آیه 282 صفحه 49

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِذَا تَدَايَنتُم بِدَيْنٍ إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى فَاكْتُبُوهُ وَلْيَكْتُب بَّيْنَكُمْ كَاتِبٌ بِالْعَدْلِ وَلاَ يَأْبَ كَاتِبٌ أَنْ يَكْتُبَ كَمَا عَلَّمَهُ اللّهُ فَلْيَكْتُبْ وَلْيُمْلِلِ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ وَلْيَتَّقِ اللّهَ رَبَّهُ وَلاَ يَبْخَسْ مِنْهُ شَيْئًا فَإن كَانَ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ سَفِيهًا أَوْ ضَعِيفًا أَوْ لاَ يَسْتَطِيعُ أَن يُمِلَّ هُوَ فَلْيُمْلِلْ وَلِيُّهُ بِالْعَدْلِ وَاسْتَشْهِدُواْ شَهِيدَيْنِ من رِّجَالِكُمْ فَإِن لَّمْ يَكُونَا رَجُلَيْنِ فَرَجُلٌ وَامْرَأَتَانِ مِمَّن تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَدَاء أَن تَضِلَّ إْحْدَاهُمَا فَتُذَكِّرَ إِحْدَاهُمَا الأُخْرَى وَلاَ يَأْبَ الشُّهَدَاء إِذَا مَا دُعُواْ وَلاَ تَسْأَمُوْاْ أَن تَكْتُبُوْهُ صَغِيرًا أَو كَبِيرًا إِلَى أَجَلِهِ ذَلِكُمْ أَقْسَطُ عِندَ اللّهِ وَأَقْومُ لِلشَّهَادَةِ وَأَدْنَى أَلاَّ تَرْتَابُواْ إِلاَّ أَن تَكُونَ تِجَارَةً حَاضِرَةً تُدِيرُونَهَا بَيْنَكُمْ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَلاَّ تَكْتُبُوهَا وَأَشْهِدُوْاْ إِذَا تَبَايَعْتُمْ وَلاَ يُضَآرَّ كَاتِبٌ وَلاَ شَهِيدٌ وَإِن تَفْعَلُواْ فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِكُمْ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَيُعَلِّمُكُمُ اللّهُ وَاللّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ.

ای کسانی که ایمان آورده اید، چون وامی تا مدتی معین به یکدیگر دهید، آنرا بنویسید. و باید در بین شما کاتبی باشد که آن را به درستی بنویسید. و کاتب نباید که در نوشتن از آنچه خدا به او آموخته است سرپیچی کند. و مدیون باید که بر کاتب املاء کند و از الله، پروردگار خود بترسد و از آن هیچ نکاهد. اگر مدیون سفیه یا صغیر بود یا خود املاء کردن نمیتوانست، ولی او از روی عدالت املاء کند. و دو شاهد مرد به شهدات گیرید. اگر دو مرد نبود، یک مردم و دو زن که به آنها رضایت دهید شهادت بدهند، تا اگر یکی فراموش کردد دیگری به یادش بیاورد. و شاهدان چون به شهادت دعوت شوند،  نباید از شهادت خود داری کنند. و از نوشتن مدت دین خود، چه کوچک و چه بزرگ، ملول نشوید. این روش در نزد خدا عادلانه تر است، و شهادت را استوار دارنده تر و شک و تردید را زایل کننده تر. و هرگاه معامله نقدی باشد اگر برای آن سندی ننویسند مرتکب گناهی نشده اید. و چون معامله ای کنید، شاهدی گیرید. و نباید به کاتب و شاهد زیانی برسد، که اگر چنین کنید نافرمانی کرده اید. از خدای بترسید. خدا شما را تعلیم میدهد و او بر هر چیزی آگاه است.

با توجه به این آیه شهادت زنان نصف شهادت مردان حساب میشود. امام علی در نهج البلاغه خطبه 80 ام از این آیه نتیجه میگیرد که زنان از عقل ناقصی برخوردار هستند. برخی از اسلامگرایان میگویند این مسئله برای آن است که پای زنان کمتر به دادگاه برسد. این درحالی است که این آیه دقیقا نتیجه ای عکس میدهد، یعنی بجای یک زن دو زن باید برای شهادت دادن به دادگاه بروند.

سوره بقره (ماده گوساله) آیه 221

وَلاَ تَنكِحُواْ الْمُشْرِكَاتِ حَتَّى يُؤْمِنَّ وَلأَمَةٌ مُّؤْمِنَةٌ خَيْرٌ مِّن مُّشْرِكَةٍ وَلَوْ أَعْجَبَتْكُمْ وَلاَ تُنكِحُواْ الْمُشِرِكِينَ حَتَّى يُؤْمِنُواْ وَلَعَبْدٌ مُّؤْمِنٌ خَيْرٌ مِّن مُّشْرِكٍ وَلَوْ أَعْجَبَكُمْ أُوْلَـئِكَ يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَاللّهُ يَدْعُوَ إِلَى الْجَنَّةِ وَالْمَغْفِرَةِ بِإِذْنِهِ وَيُبَيِّنُ آيَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ.

زنان مشرکه را تا ایمان نیاورده اند به زنی نگیرید و کنیز (برده) مومنه بهتر از آزاد زن مشرکه است، هرچند شما را از او خوش آید. و به مردان مشرک تا ایمان نیاورده اند زن مومنه مدهید. و بنده (برده) مومن بهتر از مشرک است، هرچند شما را از او خوش آید. اینان به سوی آتش دعوت میکنند و خدا به جانب بهشت و آمرزش. و آیات خود را آشکار بیان میکند، باشد که پند گیرند.

در این آیه نابرابری میان مسلمانان و نامسلمانان و همچنین نظام برده داری تایید میشود. این آیه در تضاد با اصل 16 ام اعلامیه جهانشمول حقوق بشر سازمان ملل متحد است که ازدواج هر زن و مردی را بدون هیچ تبعیضی از نظر مذهب آزاد میداند. این آیه همچنین با اصل 4 ام  اعلامیه جهانشمول حقوق بشر سازمان ملل متحد که برده داری را محکوم میکند در تضاد است.

 سوره بقره (ماده گوساله) آیه 230  صفحه 37

فَإِن طَلَّقَهَا فَلاَ تَحِلُّ لَهُ مِن بَعْدُ حَتَّىَ تَنكِحَ زَوْجًا غَيْرَهُ فَإِن طَلَّقَهَا فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْهِمَا أَن يَتَرَاجَعَا إِن ظَنَّا أَن يُقِيمَا حُدُودَ اللّهِ وَتِلْكَ حُدُودُ اللّهِ يُبَيِّنُهَا لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ.

پس اگر باز زن را طلاق داد دیگر بر او حلال نیست، مگر آنکه به نکاح مردی دیگر در آید، و هرگاه آن مرد زن را طلاق دهد، اگر میدانند که حدود خدا را رعایت میکنند رجوعشان را گناهی نیست. اینها حدود خدا است که برای مردمی دانا بیان میکند.

اگر مردی سه بار همسرش را طلاق دهد، و بخواهد برای بار چهارم با او ازدواج کند باید آن زن حتماً با شخص سومی ازدواج کند و با او همبستر شود. در واقع برای تنبیه مرد از بدن زن استفاده میشود. این وظیفه سنگین را معمولا در طول تاریخ خود روحانیت مبارز انجام میداده است. صادق هدایت داستان زیبایی را با عنوان محلل نوشته است. این مجازات، مجازاتی ظالمانه است و در تضاد با ماده 5 ام اعلامیه جهانشمول حقوق بشر سازمان ملل متحد میباشد.

 سوره نساء (زنان) آیه 3  صفحه 78

وَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُواْ فِي الْيَتَامَى فَانكِحُواْ مَا طَابَ لَكُم مِّنَ النِّسَاء مَثْنَى وَثُلاَثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ذَلِكَ أَدْنَى أَلاَّ تَعُولُواْ.

اگر شمارا بیم آن است که در کار یتیمان عدالت نورزید، از زنان هرچه شما را پسند افتد، دو دو و سه و سه و چهار، چهار به نکاح (نکاح در عربی یعنی سپوختن) در آورید. و اگر بیم آن دارید که به عدالت رفتار نکنید تنها یک زن بگیرید یا هرچه مالک آن شوید. این راهی بهتر است تا مرتکب ستم نشوید.

در اسلام یک مرد میتواند تا چهار زن رسمی داشته باشد، از نظر شیعه میتواند تعداد بیشماری زن را صیغه کند، و زنان بیشماری را نیز به بردگی بگیرد. اما زنان تنها میتوانند با یک مرد ازدواج کنند و این نابرابری در تضاد با اصل یکم اعلامیه جهانشمول حقوق بشر سازمان ملل متحد است. مسئله عدالت در اینجا نباید با برابری اشتباه گرفته شود. پیامبر اسلام خود بطور برابر با زنانش برخورد نمیکرده است و زنانش از بی عدالتی او شکایت داشته اند. برخی از اسلامگرایان میگویند این نابرابری به این دلیل است که اگر زنی چند شوهر داشته باشد معلوم نخواهد شد کدام شوهر پدر فرزندی است، اما وقتی که برای این اسلامگرایان توضیح داده میشود که اکنون میتوان با آزمایشهای ژنتیکی پدر یک فرزند را تشخیص داد، این اسلامگرایان از اجازه دادن به همسرانشان برای ازدواج با چند مرد دیگر طفره میروند.

 سوره نساء (زنان)  آیه 11   صفحه 79

يُوصِيكُمُ اللّهُ فِي أَوْلاَدِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الأُنثَيَيْنِ فَإِن كُنَّ نِسَاء فَوْقَ اثْنَتَيْنِ فَلَهُنَّ ثُلُثَا مَا تَرَكَ وَإِن كَانَتْ وَاحِدَةً فَلَهَا النِّصْفُ وَلأَبَوَيْهِ لِكُلِّ وَاحِدٍ مِّنْهُمَا السُّدُسُ مِمَّا تَرَكَ إِن كَانَ لَهُ وَلَدٌ فَإِن لَّمْ يَكُن لَّهُ وَلَدٌ وَوَرِثَهُ أَبَوَاهُ فَلأُمِّهِ الثُّلُثُ فَإِن كَانَ لَهُ إِخْوَةٌ فَلأُمِّهِ السُّدُسُ مِن بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصِي بِهَا أَوْ دَيْنٍ آبَآؤُكُمْ وَأَبناؤُكُمْ لاَ تَدْرُونَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ لَكُمْ نَفْعاً فَرِيضَةً مِّنَ اللّهِ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيما حَكِيمًا.

خدا در مورد فرزندانتان به شما سفارش میکند که سهم پسر برابر سهم دو دختر است. و اگر دختر باشند و بیش از دو تن، دو سوم میراث از آنهاست. و اگر یک دختر بود نصف برد و اگر مرده را فرزندی باشد هر یک از پدر و مادر یک ششم میراث را برد. و اگر فرزندی نداشته باشد و میراث بران تنها پدر و مادر باشند، مادر یک سوم دارایی را برد. اما اگر برادران داشته باشد سهم مادر، پس از انجام وصیتی که کرده و پرداخت وام او یک ششم باشد. و شما نمیدانید که از پدران و پسرانتان کدامیک شما را سودمند تر است. اینها حکم خداست، که خدا دانا و حکیم است.

سهم زنان از ارث در اسلام نصف سهم مردان است. این مسئله با اصل یکم  اعلامیه جهانشمول حقوق بشر سازمان ملل متحد که حقوق تمامی افراد بشر را یکسان میداند در تضاد است.

سوره نساء (زنان) آیه 15  صفحه 81

وَاللاَّتِي يَأْتِينَ الْفَاحِشَةَ مِن نِّسَآئِكُمْ فَاسْتَشْهِدُواْ عَلَيْهِنَّ أَرْبَعةً مِّنكُمْ فَإِن شَهِدُواْ فَأَمْسِكُوهُنَّ فِي الْبُيُوتِ حَتَّىَ يَتَوَفَّاهُنَّ الْمَوْتُ أَوْ يَجْعَلَ اللّهُ لَهُنَّ سَبِيلاً.

و از زنان شما آنان که مرتکب فحشا میشوند، از چهار تن از خودتان بر ضد آنها شهادت بخواهید. اگر شهادت دادند آنها را در خانه محبوس کنید تا مرگشان فرا رسد یا خدا راهی در پیش پایشان نهد.

این آیه در آیات دیگر قرآن منسوخ شده است، اطلاعات بیشتر را در مورد مجازات زنا نوشتاری با فرنام "در اسلام سنگسار نیست!" بیابید. زنان متاهلی که مرتکب زنا میشوند در تمامی مکاتب فقهی اسلامی شیعه و شنی محکوم به سنگسار هستند. فیلم سنگسار را میتوانید از اینجا مشاهده کنید.

سوره نساء (زنان) آیه 24

وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاء إِلاَّ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ كِتَابَ اللّهِ عَلَيْكُمْ وَأُحِلَّ لَكُم مَّا وَرَاء ذَلِكُمْ أَن تَبْتَغُواْ بِأَمْوَالِكُم مُّحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُم بِهِ مِن بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا.

و نیز زنان شوهردار بر شما حرام شده اند، مگر آنها که به تصرف شما در آمده باشند (منظور زنانی است که در جنگ اسیر مسلمانان شده باشند.). از کتاب خدا پیروی کنید. و جز اینها زنان دیگر هرگاه در طلب آنان از مال خویش مهری بپردازید و آنها را به نکاح درآورید نه به زنا، بر شما حلال شده اند. و زنانی را که از آنها تمتع میگیرید واجب است که مهرشان را بدهید. و پس از مهر معین در قبول هرچه دو بدان رضا بدهید گناهی نیست. هر آینه خدا دانا و حکیم است.

در زمان جنگ بعد از کشته شدن مردان، زنان آنها از اموال و غنیمتهای مسلمانان به شمار میروند و مسلمانان میتوانند آنها را تصرف کنند و با آنها همبستر شوند و در صورت تمایل آنها را به فروش برسانند، این مسئله عین برده داری است و برده داری در تضاد با ماده 4 ام اعلامیه جهانشمول حقوق بشر سازمان ملل متحد است. بر اساس تاریخ و اسناد اسلامی معتبر پیامبر اسلام خود در مورد صفیه یکی از زنان خود چنین کاری را کرد. در یکروز شوهر و پدر او را کشت و در همانروز با او همبستر شد، اطلاعات بیشتر را در نوشتاری با فرنام "صفیه، زن یهودی پیغمبر- بخش سوم مناظره آیت الله منتظری با دکتر علی سینا." بخوانید.

سوره نساء (زنان) آیه 25

وَمَن لَّمْ يَسْتَطِعْ مِنكُمْ طَوْلاً أَن يَنكِحَ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ فَمِن مِّا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُم مِّن فَتَيَاتِكُمُ الْمُؤْمِنَاتِ وَاللّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِكُمْ بَعْضُكُم مِّن بَعْضٍ فَانكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ وَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ مُحْصَنَاتٍ غَيْرَ مُسَافِحَاتٍ وَلاَ مُتَّخِذَاتِ أَخْدَانٍ فَإِذَا أُحْصِنَّ فَإِنْ أَتَيْنَ بِفَاحِشَةٍ فَعَلَيْهِنَّ نِصْفُ مَا عَلَى الْمُحْصَنَاتِ مِنَ الْعَذَابِ ذَلِكَ لِمَنْ خَشِيَ الْعَنَتَ مِنْكُمْ وَأَن تَصْبِرُواْ خَيْرٌ لَّكُمْ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ.

هرکس را که توانگری نباشد تا آزاد زنان مومنه را ب نکاح خود در آورد از کنیزان مومنه ای که مالک آنها هستید به زنی گیرد. و خدا به ایمان شما آگاه تر است. همه از جنس همدیگرید. پس بندگان را به اذن صاحبانشان نکاح (معنی کلمه نکاح چیست؟) کنید و مهرشان را به نحو شایسته ای بدهید. و باید که پاکدامن باشند نه زناکار و نه از آنها که به پنهان دوست میگیرند. و چون شوهر کردند، هرگاه مرتکب فحشا شوند شکنجه آنان نصف شکنجه آزاد زنان است. و این برای کسانی است. از شما که بیم دارند که به رنج افتند. با این همه، اگر صبر کنید برایتان بهتر است و خدا آمرزنده و مهربان است.

کنیزان را میتوان با اجازه از صاحبانشان به زنی گرفت و با آنها نکاح کرد. معنی کلمه نکاح را حتماً در اینجا بیابید. این سوره بازهم برده داری را تایید کرده است و برده داری در تضاد با اصل 4 ام اعلامیه جهانشمول حقوق بشر سازمان ملل متحد است.

سوره النساء (زنان) آیه 34 صفحه 85

الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاء بِمَا فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنفَقُواْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِّلْغَيْبِ بِمَا حَفِظَ اللّهُ وَاللاَّتِي تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلاَ تَبْغُواْ عَلَيْهِنَّ سَبِيلاً إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيًّا كَبِيرًا.

مردان، از آن جهت که خدا بعضی را بر بعضی برتری داده است. و از آن جهت که از مال خود نفقه میدهند، بر زنان تسلط دارند. پس زنان شایسته، فرمانبردارند و در غیبت شوی عفیفند و فرمان خدای را نگاه میدارند. و آن زنان را که از نافرمانیشان بیم دارید، اندرز دهید و از خوابگاهشان دوری کنید و بزنیدشان. اگر فرمانبرداری کردند، از آن پس دیگر راه بیداد پیش مگیرید. و خدا بلند پایه و بزرگ است. ترجمه های بیشتر

در این آیه (1) مردان برتر از زنان خوانده شده اند (2) یک دلیل برتری مردان به زنان برتری ذاتی آنها است که خداوند به آنها داده است (3) دلیل دیگر این برتری آن است که مردان به زنان نفقه (پول) میدهند (4) رابطه زن و مرد رابطه ای نابرابر است که به رابطه بین فرمانده و فرمانبردار تشبیه شده است و زنان مجبورند از مردان فرمانبرداری کنند (5) مردان درصورتی که "بیم" نافرمانی (و نه حتی در حالتی که این نافرمانی واقعاً رخ دهد) باید زنان را با سه روشی که آمده است تنبیه کنند، یکی از این تنبیهات این است که باید آنها را کتک بزنند. (6) بعد از آن نباید به آنها ظلم کنند، یعنی در صورتی که بیم نافرمانی دارند، مردها باید به آنها ظلم کنند. کتک زدن زنان مجازاتی ظالمانه است و در تضاد با اصل 5 ام اعلامیه جهانشمول حقوق بشر سازمان ملل متحد است. همچنین ماده 11 ام اعلامیه جهانشمول حقوق بشر سازمان ملل متحد اعلام میدارد که هیچکس را نمیتوان بدون حضور در دادگاه دارای صلاحیت محکوم و مجازات کرد، لذا تصمیم گیری خودسرانه در مورد زن و تنبیه فیزیکی او از طرف مرد کاملا محکوم است.

 سوره نساء (زنان) آیه 176

يَسْتَفْتُونَكَ قُلِ اللّهُ يُفْتِيكُمْ فِي الْكَلاَلَةِ إِنِ امْرُؤٌ هَلَكَ لَيْسَ لَهُ وَلَدٌ وَلَهُ أُخْتٌ فَلَهَا نِصْفُ مَا تَرَكَ وَهُوَ يَرِثُهَآ إِن لَّمْ يَكُن لَّهَا وَلَدٌ فَإِن كَانَتَا اثْنَتَيْنِ فَلَهُمَا الثُّلُثَانِ مِمَّا تَرَكَ وَإِن كَانُواْ إِخْوَةً رِّجَالاً وَنِسَاء فَلِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الأُنثَيَيْنِ يُبَيِّنُ اللّهُ لَكُمْ أَن تَضِلُّواْ وَاللّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ.

از تو فتوی می خواهند ، بگوی که خدا در باره کلاله برايتان فتوی می دهد، : هر گاه مردی که فرزندی نداشته باشد بميرد و او را خواهری باشد ، به آن خواهر نصف ميراث او می رسد اگر خواهر را نيز فرزندی نباشد ، برادر از او ارث می برد اگر آن خواهران دو تن بودند ، دو ثلث دارايی را به ارث می برند و اگر چند برادر و خواهر بودند ، هر مرد برابر دو زن می برد خدا برای شما بيان می کند تا گمراه نشويد ، و او از هر چيزی آگاه است.

از دیدگاه اسلام به مردان دو برابر زنان ارث میرسد.

 سوره نور آیه 6 صفحه 351

وَالَّذِينَ يَرْمُونَ أَزْوَاجَهُمْ وَلَمْ يَكُن لَّهُمْ شُهَدَاء إِلَّا أَنفُسُهُمْ فَشَهَادَةُ أَحَدِهِمْ أَرْبَعُ شَهَادَاتٍ بِاللَّهِ إِنَّهُ لَمِنَ الصَّادِقِينَ.

و کسانیکه زنان خود را به زنا متهم میکنند، اگر نتوانند 4 شاهد پیدا کنند میتوانند خود چهار بار شهادت بدهند در راه خدا که او از راستگویان است. (این عمل را لعان گویند).

یک مرد میتواند با 4 بار شهادت دادن در راه خدا زنش را متهم به زنا کند، برای اطلاعات بیشتر در این مورد به نوشتاری با فرنام "در اسلام سنگسار نیست!" مراجعه کنید.

 سوره نور آیه 31 صفحه 354

وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُوْلِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاء وَلَا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِن زِينَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ.

و به زنان مومن بگو که چشمان خویش فروگیرند و شرمگاه خود نگه دارند و زینتهای خود را جز آن مقدار که پیداست آشکار نکنند و مقنعه های خود را تا گریبان فرو گذارند و زینتهای خود را آشکار نکنند، جز برای شوهر خود یا پدر خود یا پدر شوهر خود یا پسر خود یا پسر شوهر خود یا برادر خود یا پسر بردار خود یا پسر خواهر خود یا زنان همکیش خود، یا بندگان خود، یا مردان خدمتگزار خود که رغبت به زن ندارند، یا کودکانی که از شرمگاه زنان بیخبرند و نیز چنان پای بر زمین نزنند تا آن زینت که پنهان کرده اند دانسته شود. ای مومنان همگان به درگاه خدا توبه کنید، باشد که رستگار گردید.

در این آیه به زنان دستور داده میشود که حجاب را رعایت کنند و زینتهای خود را پنهان کنند. چنین حکمی در مورد مردان وجود ندارد. بر اساس احادیث معتبر اسلامی مسئله حجاب به پیشنهاد عمر وارد اسلام شد زیرا برخی از زنان محمد با مردان غریبه سخت میگفتند و محمد این آیات را برای کنترل زنان خودش سرایید. شرح مفصل ماجرا را در نوشتاری با فرنام "عقل بشر ناقص است! علم ناقص است، و چون ناقص است قابل اتکا نیست." بخوانید.

سوره احزاب آیه 59 صفحه 427

يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاء الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِن جَلَابِيبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَى أَن يُعْرَفْنَ فَلَا يُؤْذَيْنَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا.

ای پیامبر، به زنان و دختران خود و زنان مومنان بگو که چادر خود را برخود فروپشونند. این مناسب تر است، تا شناخته شوند و مورد آزار واقع نگردند و خدا آمرزنده و مهربان است.

این آیه از زنان میخواهد که حجاب را بگونه ای رعایت کنند تا شناخته نشوند، این بدان معنی است که صورت آنها نیز همچون حجاب فعلی زنان عرب و افغان باید پوشیده باشد. در مورد اینکه این آیه در چه زمانی و چگونه توسط محمد ساخته شد نوشتاری با فرنام "عقل بشر ناقص است! علم ناقص است، و چون ناقص است قابل اتکا نیست." مطالعه کنید. در مورد حجاب میان زنان و مردان برابری وجود ندارد و این نابرابری ظالمانه  با اصل 1 ام عقل بشر ناقص است! علم ناقص است، و چون ناقص است قابل اتکا نیست.

 سوره التغابن آیه 14

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ مِنْ أَزْوَاجِكُمْ وَأَوْلَادِكُمْ عَدُوًّا لَّكُمْ فَاحْذَرُوهُمْ وَإِن تَعْفُوا وَتَصْفَحُوا وَتَغْفِرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ .

ای کسانی که ايمان آورده ايد ، در میان زنان و دشمنانتان دشمنی برای شما وجود دارد از آنها حذر کنيد و اگر عفو کنيد و چشم بپوشيد و گناهشان پوشيده داريد ، خدا آمرزنده و مهربان است.

زنان و فرزندان دشمان مردان هستند.

سوره المعارج آیات 29 و 30

وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ؛ إِلَّا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ.

و کسانی که شرمگاه خويش نگه می دارند؛ مگر برای همسرانشان يا کنيزانشان ، که در اين حال ملامتی بر آنها نيست.

مردان مسلمان نیازی به نگاه داشتن و پوشاندن شرمگاه (دستگاه تناسلی) خود در مقابل همسرانشان و برده های زنشان ندارند.

 

آیات مخصوص محمد:

از عایشه در صحیح مسلم* روایت شده است که به پیامبر گفته است: "چنین به نظر من میرسد که خداوند تو در ارضای امیال تو شتابان است." و واقعا هم چنین بوده است. در قرآن آیات ویژه ای وجود دارند که تنها مخصوص محمد هستند و قوانین و رفتارهایی که سایر مسلمانان باید در چهارچوب آنها رفتار کنند برای محمد وجود نداشته است. در زیر چند نمونه از این آیات که محمد در آنها از جانب الله برای خود امتیازاتی فوق العاده قائل شده است را میخوانید. اطلاعات مستند و دقیقی از ماجراهای محمد و زنانش و تعداد آنها را میتوانید در نوشتاری با فرنام "زنان محمد، آیا محمد از روی هوس زن میگرفت؟" بیابید.

سوره احزاب آیات 28 و 29

يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّأَزْوَاجِكَ إِن كُنتُنَّ تُرِدْنَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَزِينَتَهَا فَتَعَالَيْنَ أُمَتِّعْكُنَّ وَأُسَرِّحْكُنَّ سَرَاحًا جَمِيلًا؛ وَإِن كُنتُنَّ تُرِدْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالدَّارَ الْآخِرَةَ فَإِنَّ اللَّهَ أَعَدَّ لِلْمُحْسِنَاتِ مِنكُنَّ أَجْرًا عَظِيمًا.

ای پيامبر ، به زنانت بگو : اگر خواهان زندگی دنيا و زينتهای آن ، هستيدبياييد تا شما را بهره مند سازم و به وجهی نيکو رهايتان کنم؛و اگر خواهان خدا و پيامبر او و سرای آخرت هستيد ، خدا به نيکوکارانتان پاداشی بزرگ خواهد داد.

این آیه نشان میدهد زنان پیامبر از وضعیت مادی خود رضایت نداشته اند، و همچنین ادعای اسلامگرایان در مورد اینکه پیامبر صرفاً برای پشتیبانی مادی با زنان زیبا و جوان خود ازدواج کرده است، دروغی بیش نیست. در این آیه خداوند جهان به کمک محمد آمده و همچون یک مشاور خانوادگی تلاش میکند مشکلات محمد را با وعده های دروغین آخرت حل کند.

سوره احزاب آیه 33

وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَآتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا.

و در خانه های خود بمانيد و چنان که در زمان پيشين جاهليت می کردند، ،زينتهای خود را آشکار مکنيد و نماز بگزاريد و زکات بدهيد و از خدا وپيامبرش اطاعت کنيد ای اهل بيت ، خدا می خواهد پليدی را از شما دورکند و شما را چنان که بايد پاک دارد.

بعد از سروده شدن این آیه زنان پیامبر نباید از خانه هایشان خارج شوند و همچون دوران جاهلیت خود زندگی کنند.
 

سوره احزاب آیه 37

وَإِذْ تَقُولُ لِلَّذِي أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَأَنْعَمْتَ عَلَيْهِ أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ وَاتَّقِ اللَّهَ وَتُخْفِي فِي نَفْسِكَ مَا اللَّهُ مُبْدِيهِ وَتَخْشَى النَّاسَ وَاللَّهُ أَحَقُّ أَن تَخْشَاهُ فَلَمَّا قَضَى زَيْدٌ مِّنْهَا وَطَرًا زَوَّجْنَاكَهَا لِكَيْ لَا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ فِي أَزْوَاجِ أَدْعِيَائِهِمْ إِذَا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَرًا وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا.

و تو ، به آن مرد که خدا نعمتش داده بود و تو نيز نعمتش داده بودی ،، گفتی : زنت را برای خود نگه دار و از خدای بترس در حالی که در دل خودآنچه را خدا آشکار ساخت مخفی داشته بودی و از مردم می ترسيدی ، حال آنکه خدا از هر کس ديگر سزاوارتر بود که از او بترسی پس چون زيد از او حاجت خويش بگزارد ، به همسری تواش در آورديم تا مؤمنان را در زناشويی با زنان فرزند خواندگان خود ، اگر حاجت خويش از او بگزارده باشند ، منعی نباشد و حکم خداوند شدنی است.

این آیه مربوط به ماجرای زید و زینب میشود. زید فرزند خوانده محمد بوده است و همسری زیبا داشته است. در دوران پیش از اسلام، اعراب فرزند خوانده های خود را همانند فرزندان خود می انگاشتند و زنان آنها را بر خود حرام میدانستند. محمد روزی برای دیدار با زید به منزل او میرود و زینب را در خانه و عریان میبیند و علاقه مند به او میشود. این علاقه مند شدن در این آیه نیز آمده است، محمد چیزی را در دل خود پنهان میکرده است. البته ظاهرا چندان هم پنهان کاری در کار نبوده است. محمد سر انجام باعث میشود تا زید زن خود زینب را طلاق دهد و پیامبر 58 ساله با زینب 35 ساله ازدواج میکند. و دلیل این ازدواج بر اساس گفته قرآن این است که مومنان بیاموزند میتوانند با زنان فرزند خواندگان خود ازدواج کنند. البته معلوم نیست چرا پیامبر باید این مسئله را بطور عملی به آنها یاد میداد و حتماً خود آنرا پیاده میکرد. در مورد این ازدواج بحث برانگیز پیامبر اسلام به نوشتارهایی با فرنام  "محمد، زید و زینب" و "زید و زینب" و "عشق محمد به همسر پسر خوانده اش (زینب) و ازدواج با او." مراجعه کنید.

سوره احزاب آیه 50

يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَحْلَلْنَا لَكَ أَزْوَاجَكَ اللَّاتِي آتَيْتَ أُجُورَهُنَّ وَمَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ مِمَّا أَفَاء اللَّهُ عَلَيْكَ وَبَنَاتِ عَمِّكَ وَبَنَاتِ عَمَّاتِكَ وَبَنَاتِ خَالِكَ وَبَنَاتِ خَالَاتِكَ اللَّاتِي هَاجَرْنَ مَعَكَ وَامْرَأَةً مُّؤْمِنَةً إِن وَهَبَتْ نَفْسَهَا لِلنَّبِيِّ إِنْ أَرَادَ النَّبِيُّ أَن يَسْتَنكِحَهَا خَالِصَةً لَّكَ مِن دُونِ الْمُؤْمِنِينَ قَدْ عَلِمْنَا مَا فَرَضْنَا عَلَيْهِمْ فِي أَزْوَاجِهِمْ وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ لِكَيْلَا يَكُونَ عَلَيْكَ حَرَجٌ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا.

ای پيامبر ، ما زنانی را که مهرشان را داده ای و آنان را که به عنوان ، غنايم جنگی که خدا به تو ارزانی داشته است مالک شده ای و دختر عموها و دختر عمه ها و دختر داييها و دختر خاله های تو را که با تو مهاجرت کرده اند بر تو حلال کرديم ، و نيز زن مؤمنی را که خود را به پيامبر بخشيده باشد، هر گاه پيامبر بخواهد او را به زنی گيرد اين حکم ويژه توست نه ديگرمؤمنان ما می دانيم در باره زنانشان و کنيزانشان چه حکمی کرده ايم ، تابرای تو مشکلی پيش نيايد و خدا آمرزنده و مهربان است
.

در اینجا خداوند سر کیسه رحمت الهی را بسیارشل میکند و به پیامبر اجازه میدهد تا تقریباً با هرکس که میخواهد ازدواج کند. و پیامبر از این حق خود بسیار خوب استفاده کرده است، لیست زنان محمد را در نوشتاری با فرنام "زنان محمد، آیا محمد از روی هوس زن میگرفت؟" بیابید.

سوره احزاب آیه 51

تُرْجِي مَن تَشَاء مِنْهُنَّ وَتُؤْوِي إِلَيْكَ مَن تَشَاء وَمَنِ ابْتَغَيْتَ مِمَّنْ عَزَلْتَ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكَ ذَلِكَ أَدْنَى أَن تَقَرَّ أَعْيُنُهُنَّ وَلَا يَحْزَنَّ وَيَرْضَيْنَ بِمَا آتَيْتَهُنَّ كُلُّهُنَّ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا فِي قُلُوبِكُمْ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَلِيمًا.

از زنان خود هر که را خواهی به نوبت مؤخردار و هر که را خواهی با خود، نگه دار و اگر از آنها که دور داشته ای يکی را بطلبی بر تو گناهی نيست در اين گزينش و اختيار بايد که شادمان باشند و غمگين نشوند و از آنچه همگيشان را ارزانی می داری بايد که خشنود گردند و خدا می داند که در دلهای شما چيست و خداست که دانا و بردبار است.

پیامبر لازم نیست در همخوابگی با زنانش نوبت و مساوات را رعایت کند، وی میتواند نوبتها را جابجا کند و با زنانی که دوست دارد بیشتر باشد. و زنانش نیز نباید لب به شکایت بگشایند.

سوره احزاب آیه 52

لَا يَحِلُّ لَكَ النِّسَاء مِن بَعْدُ وَلَا أَن تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِنْ أَزْوَاجٍ وَلَوْ أَعْجَبَكَ حُسْنُهُنَّ إِلَّا مَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ رَّقِيبًا.

بعد از اين زنان ، هيچ زنی بر تو حلال نيست و نيز زنی به جای ايشان ، اختيار کردن ، هر چند تو رااز زيبايی او خوش آيد ، مگرآنچه به غنيمت به دست تو افتد و خدا مراقب هر چيزی است.

و البته این آیه آیات قبلی را منسوخ میکند. اما باید توجه داشت که زیباترین زنان پیامبر آنانی بودند که در جنگها به تصرف او در آمده بودند. جویریه و صفیه دو نمونه بارز از این نوع تصرفات پیامبر بودند. گویا این آیه در هنگام اعتراض عایشه به آیات زیاده خواهانه پیامبر در مورد زنان، توسط او سروده شده است.

سوره احزاب آیه 53

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلَّا أَن يُؤْذَنَ لَكُمْ إِلَى طَعَامٍ غَيْرَ نَاظِرِينَ إِنَاهُ وَلَكِنْ إِذَا دُعِيتُمْ فَادْخُلُوا فَإِذَا طَعِمْتُمْ فَانتَشِرُوا وَلَا مُسْتَأْنِسِينَ لِحَدِيثٍ إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ يُؤْذِي النَّبِيَّ فَيَسْتَحْيِي مِنكُمْ وَاللَّهُ لَا يَسْتَحْيِي مِنَ الْحَقِّ وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَاسْأَلُوهُنَّ مِن وَرَاء حِجَابٍ ذَلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَقُلُوبِهِنَّ وَمَا كَانَ لَكُمْ أَن تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَلَا أَن تَنكِحُوا أَزْوَاجَهُ مِن بَعْدِهِ أَبَدًا إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ عِندَ اللَّهِ عَظِيمًا.

ای کسانی که ايمان آورده ايد ، به خانه های پيامبر داخل مشويد مگر شما، را به خوردن طعامی فرا خوانند ، بی آنکه منتظر بنشينيد تا طعام حاضر شود اگر شما را فرا خواندند داخل شويد و چون طعام خورديد پراکنده گرديد نه آنکه برای سرگرمی سخن آغاز کنيد هر آينه اين کارها پيامبر را آزار می دهد و او از شما شرم می دارد ولی خدا از گفتن حق شرم نمی دارد و اگراز زنان پيامبر چيزی خواستيد ، از پشت پرده بخواهيد اين کار ، هم برای دلهای شما و هم برای دلهای آنها پاک دارنده تر است شما را نرسد که پيامبر خدا را بيازاريد ، و نه آنکه زنهايش را بعد از وی هرگز به زنی گيريد اين کارها در نزد خدا گناهی بزرگ است
.

با زنان پیامبر از پشت پرده سخن باید گفت. پیامبر در مورد کلکسیون زنان خود بسیار حسادت میورزیده است. زنان محمد حق نداشتند بعد از مرگ او باکس دیگری ازدواج کنند و باید تا آخر عمر خود بیوه میمانند. مثلاً صفیه در 17 سالگی به تصرف محمد 59 ساله در آمد و 4 سال با او زندگی کرد و در 39 سال باقی زندگی خود بعد از مرگ او حق نداشت با کسی ازدواج کند و بعنوان یک بیوه مرد.

سوره تحریم آیه 1

يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكَ تَبْتَغِي مَرْضَاتَ أَزْوَاجِكَ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ.

ای پيامبر ، چرا چيزی را که خدا بر تو، حلال کرده است ، به خاطر خشنود ساختن زنانت بر خود حرام می کنی؟ و خدا آمرزنده و مهربان است.

این آیه در مورد ماجرای ماریه قبطی ساخته شده است. ماریه کنیز حفصه از زنان محمد بوده است. محمد روزی به خانه حفصه رفته است و ماریه را تنها دیده است و با او همبستر شده است. حفصه به خانه برگشته و محمد را در حال نزدیکی با کنیز خود در خانه میبیند. محمد قسم میخورد که دیگر با ماریه همبستر نشود و از حفصه میخواهد که این راز با کسی بازگو نکند. اما حفصه این راز را با همه در میان میگذارد و پیامبر از تصمیم خود بازمیگردد و این آیه را نازل میکند. و تحریم را از سر راه خود برمیدارد. جزئیات بیشتر در مورد این ماجرا را در دو نوشتارهای "محمد ماریه و حفصه" و "ماریه قبطی شانزدهمین زن در زندگی محمد، وساطت الله جهت رفع اختلافات خا نوادگی محمد" بخوانید.

سوره تحریم آیه 5

عَسَى رَبُّهُ إِن طَلَّقَكُنَّ أَن يُبْدِلَهُ أَزْوَاجًا خَيْرًا مِّنكُنَّ مُسْلِمَاتٍ مُّؤْمِنَاتٍ قَانِتَاتٍ تَائِبَاتٍ عَابِدَاتٍ سَائِحَاتٍ ثَيِّبَاتٍ وَأَبْكَارًا.

شايد اگر شما را طلاق گويد پروردگارش به جای شما زنانی بهتر از شمايش ، بدهد زنانی مسلمان ، مؤمن ، فرمانبردار ، توبه کننده ، اهل عبادت و روزه گرفتن ، خواه شوهر کرده ، خواه باکره.

اینجا زنان پیامبر تهدید میشوند که اگر دست از فتنه جویی (منظور همان داستان ماریه و محمد است) بر ندارند، پیامبر آنها را طلاق داده و الله زنان بهتری را به او خواهد داد. بر اساس احادیث این گفته در واقع مربوط به عمر بن خطاب میشده است و او این حرف را به زنان محمد زده است. و محمد نیز بعد از شنیدن این حرف عمر، آنرا در قرآن از زبان الله بازگو میکند. برای شرح دقیق ماجرا به نوشتار "عقل بشر ناقص است! علم ناقص است." مراجعه  کنید.

 

 

* صحیح مسلم عربی چاپ 1980 عربستان سعودی, جلد2, صفحات 1085-1086, سنت شماره #49-50

 

خانه | بالا

نوشته شده توسط RezgaR sky |  در 22 Mar 2008 | 

برخی تناقضات قرآن کریم

تهیه شده توسط کامران میرزا

برگردان و بازنویسی: اقدلیدس ملیتوسی

مرجع قرآن مورد استفاده:

http://www.aviny.com/Quran/Farsi/Index.aspx

 

در مورد معجزات عددی قرآن بسیار شنیده ایم، حال کمی هم به تناقضات عددی آن بپردازیم که ارتکاب آنها توسط ذات باری تعالی مسلماً از معجزات عظیمه است:

تناقضات عددی بسیاری در قرآن وجود دارد که در اینجا به برخی اشاره می کنیم (اعداد داخل پرانتز شماره آیات اند):

آفرینش آسمان ها وزمین چند روز طول کشید؟

 پروردگار شما، خداوندى است كه آسمانها و زمين را در شش روز  آفريد -  (56)سورة الأعراف 

پروردگار شما، خداوندى است كه آسمانها و زمين را در شش آفريد  (3)      سورة یونس

همان (خدايى) كه آسمانها و زمين و آنچه را ميان اين دو وجود دارد، در شش روز آفريد(59) سورة الفرقان

 او كسى است كه آسمانها و زمين را در شش روز  آفريد(7)    سورة هود

 

آیات فوق صراحتا گویای آن است که خداوند آسمان ها و زمین را در شش روز خلق فرمود. اما مطابق آیات زیر:

گو آيا شما به آن كس كه زمين را در دو روز آفريد كافر هستيد و براى او همانندهايى قرارمى‏دهيد؟! (9)سورة فصلت 

او در زمين كوه‏هاى استوارى قرار داد و بركاتى در آن آفريد و مواد غذايى آن را مقدر فرمود، - اينها همه در چهار روز بود- درست به اندازه نياز تقاضا كنندگان! (10)سورة فصلت 

 سپس به آفرينش آسمان پرداخت، ... در اين هنگام آنها را بصورت هفت آسمان در دو روز آفريد...   (11و 12 ) سورة فصلت 

 

خوب حالا به محاسبه بپردازیم: 2 روز (برای آفرینش زمین) + 4 روز( برای آفرینش برکات) + 2 روز (برای آفرینش آسمان ها) = 8 روز ، و نه 6 روز

نتیجه: 6 = 8 ؟!

 مشکل از کجاست؟ از معجزه ی محمّدبن عبدالله یا ازریاضیات؟

 در آیات 11-12 و 176 سوره نساء نیز می توانید اشتباهات مشابهی ببنید:

در این آیات شریفه که درمورد نحوه تقسیم ارث است پس از جمع سهام ورّاث مجموع سهام بیش از کل دارایی می شود. یعنی مجموع کسرها بیش از یک است. در آیات نخست مجموع برابر 1.125 و در آیه آخر برابر 1.25 می شود. آیا به اذن الله همه چیز ممکن است؟

 

 روز های خدا برابر 1000 سال است یا 50000 سال؟

و يك روز نزد پروردگارت، همانند هزار سال از سالهايى است كه شما مىشمريد! (47)سورة محمد

امور اين جهان را از آسمان به سوى زمين تدبير مى‏كند; سپس در روزى كه مقدار آن هزار سال از سالهايى است كه شما مى‏شمريد بسوى او بالا مى‏رود. (5) سورة السجدة

فرشتگان و روح ( فرشته مقرب خداوند) بسوى او عروج مى‏كنند در آن روزى كه مقدارش پنجاه هزار سال است! (4)سورة المعارج

بالاخره کدام درست است؟ روز خدا معادل 1000 سال زمینی است یا 50000 سال؟ ممکن است ادعا شود که این " روزها" فقط ارزش استعاری دارد و نه حسابی و تاریخی. البته این بهانه ی خوبی برای گریز ازاین تناقض گویی نیست. اگر الله تبارک و تعالی می خواست به استعاره رو بیاورد، نیازی نبود با ذکر اعداد مختلف برای طول یک روزخدا ضد و نقیض گویی کند. توجیه بهتری که برای این تضاد اقوال باری تعالی می توان یافت این است که خاتم انبیای این موجود موهومی دارای حافظه ی  ضعیفی در جعل دروغ بوده است

 

آفرینش آسمان ها و زمین

کدام زود تر آفریده شد؟ آسمان ها یا زمین؟ :

او خدايى است كه همه آنچه را (از نعمتها) در زمين وجود دارد، براى شما آفريد; سپس به آسمان پرداخت; و آنها را به صورت هفت آسمان مرتب نمود; و او به هر چيز آگاه است. (29)سورة البقرة

آيا آفرينش شما (بعد از مرگ) مشكل‏تر است يا آفرينش آسمان كه خداوند آن را بنا نهاد؟! (27)سقف آن را برافراشت و آن را منظم ساخت، (28)و شبش را تاريك و روزش را آشكار نمود! (29)و زمين را بعد از آن گسترش داد، (30)سورة النازعات

 

چنان که در آیات شریفه ی بالا می بینید خداوند یک بار می فرمایند که نخست زمین آفریده شد و بار دیگر حکم به تقدم آفرینش آسمان دارند. چند تبیین برای این تناقض می توان تصور کرد:

- در بین این دو وحی خداوند متوجه اشتباه لپی خود گشته و در آیه ی بعد آن را اصلاح کرده است. به هر حال زمان زیادی از آفرینش جهان میگذرد و چه بسا حضرت حق چنان که میگویند دارای علم مطلق نباشد، یا بر اثرکهولت سن درعقل الهی زوالی ظاهر گشته باشد. فراموش نکنیم که دست کم ده میلیارد سال (سال زمینی) از عمرشریف ایشان میگذرد.

- حضرت خاتم الأنبیاء درانتقال این دو آیه ی وحی دچار خبط گشته اند.

- آیات فوق توسط دو خدای متفاوت بر محمد نازل گشته اند که هر یک ادعاهای متفاوتی در مورد آفرینش کائنات دارند.

- کاتبان قرآن به عللی (مثلا حواس پرتی ناشی از مشکلات خانوادگی یا مالی) در هنگام ثبت این آیات دچار اشتباه شده اند.

 

طلوع و غروب خورشید

قرآن کریم به ما می آموزد که خورشید در برکه ای گل آلود غروب می کند:

تا به غروبگاه آفتاب رسيد; (در آن جا) احساس كرد كه خورشيد در چشمه تيره و گل ‏آلودى فرو مى‏رود; و در آن جا قومى را يافت; گفتيم:«اى ذو القرنين! آيا مى‏خواهى (آنان) را مجازات كنى، و يا روش نيكويى در مورد آنها انتخاب نمايى؟» (86)سورة البلد

تا به خاستگاه خورشيد رسيد; (در آن جا) ديد خورشيد بر جمعيتى طلوع مى‏كند كه در برابر (تابش) آفتاب، پوششى براى آنها قرار نداده بوديم. (90)سورة البلد

 ظاهرا علم جدید در این مورد در ضلالت مبین است. چرا که اولا بنا به نگرش علمی خورشید هیچ گاه در چشمه ی گل آلودی غروب نمی کند. دوم اینکه هیچ مکان غروب یا طلوعی  برای خورشید وجود ندارد. احتمالا باور رایج در مورد کروی بودن سطح زمین غلط است وگرنه چطور ممکن بود که خورشید  طلوعگاه  وغروبگاهی نداشته باشد؟

 احتمال دیگر این است که خداوند متعال، که بنا به تعریف قادر مطلق است، تا پیش از کشفیات کپرنیک ، کپلر و گالیله جهان را مطابق هیئت قرآنی  می گردانده، اما بعد به این نتیجه رسیده که نظریه های این دانشمندان بلاد کفرمدل بهتری برای تدبیر امور کائنات پیش می نهد و آنگاه به ید قادر خود سیر گردش افلاک را تغییر داده است تا ایمان مؤمنان آزمایش شود. و العلم الکامل عند الله

 چرا خداوند ستارگان را خلق فرمود؟

 قرآن کریم با ذکر علت آفرینش ستارگان بر دانش ما می افزاید:

 و آنها ( شهابها ) را تيرهايى براى شياطين قرار داديم، و براى آنان عذاب آتش فروزان فراهم ساختيم! (5) سورة الملك

 ما آسمان نزديك ( پايين) را با ستارگان آراستيم، (6)تا آن را از هر شيطان خبيثى حفظ كنيم! (7)آنها نمى‏توانند به (سخنان) فرشتگان عالم بالا گوش فرادهند، (و هرگاه چنين كنند) از هر سو هدف قرارمى‏گيرند! (8)سورة الصافات

 خداوند شهاب ها را آفرید تا چون موشک هایی علیه شیاطین به کار روند. و به همان سیره ی قدسیه ، وزارت محترم دفاع جمهوری اسلامی ایران به حول و قوه ی الهی موشک شهاب 3  را برای دفع فتنه و فساد صهیونیسم و استکبار جهانی ساخت.

آسمان چیزی نیست به جز سقف یا سایبانی بر روی زمین:

 آسمان را سقف محفوظى قرار داديم; ولى آنها از آيات آن روى‏گردانند. (32)سورة الأنبیاء

  (او) آسمانها را بدون ستونى كه آن را ببينيد آفريد... (10)سورة لقمان

 آن كس كه زمين را بستر شما، و آسمان را سقفى بالاى سر شما قرار داد...(20) سورة البقرة

 

 حتما اصطلاح "آسمان جُل" را شنیده اید. معلوم میشود که این استعاره ریشه ی قرآنی دارد. خداوند متعال نیزآسمان را جُلی توصیف می فرمایند که برای حفاظت ما بر سر ارض کشیده شده. در مورد اینکه "حفاظت از چه؟" بین علما اختلاف نظر هست.  اما آنچه این آیه بر ما مبرهن میکند این است که ما همگی آسمان جّل هستیم.

این آیه دریچه ی دیگری نیز بر روی معرفت کیهان شناسی ما می گشاید: آسمان ستون هایی نادیدنی دارد که با پیشرفته ترین ابزارهای علمی نیز دیده نمی شوند و قابل ردیابی نیستند.

 آیا باز هم شک دارید که قرآن کریم سرشار از درّ و گهرهای علمی است؟

 

 

سقف آسمان به زلزله ی قیامت فرو می ریزد:

و آسمان گشوده مى‏شود و بصورت درهاى متعددى درمى‏آيد(19)سورة النبأ

آن زمان كه آسمان از هم شكافته شود، (1)سورة الإنفطار

هشدار ایمنی : ذات اقدس باری تعالی قادراست علاوه بر تمام بلایای طبیعی شناخته شده، با شکافتن و فروریختن سقف آسمان نیز ما بندگان گناهکار را به سزای اعمال پلیدمان برسانند. فأعتبروا یا اولی الأبصار!

 

چرا زمین (مانند فرش) مسطح است و نه(مانند توپ) کروی؟

و زمين را گسترديم; و در آن كوه‏هاى ثابتى افكنديم; و از هر گياه موزون، در آن رويانديم; (19) سورة الحجر

 آيا زمين را محل آرامش (شما) قرار نداديم؟! (6)و كوه‏ها را ميخهاى زمين؟! (7)سورة النبأ

 خداوند اطمینان می دهد که زمین مانند فرشی مسطح است و کوه ها برای آن که زمین با ما نلرزد بر زمین کوبیده شده اند. تبارک الله احسن الخالقین!

    نتیجه ی علمی: اباطیل زمین شناسان در مورد گسل ها را فراموش کنید و خانه های خود را کنار کوه ها بنا کنید. باشد که این میخ های زمین، شما را از بلای زلزال در امان دارند. و چه کم اند پند گیرندگان!

 

اعتماد به هواشناسی و سونوگرافی؟ هرگز!

 آگاهى از زمان قيام قيامت مخصوص خداست، و اوست كه باران را نازل مى‏كند، و آنچه را كه در رحم‏ ها(ى مادران) است مى‏داند... خداوند عالم و آگاه است(34)سورة لقمان

 

انسان از خون لخته شده آفریده شده است

 اگر باور ندارید که کتاب زیست شناسی دبیرستان شما سرشار از مزخرفات است آیه ی زیر را بخوانید:

سپس نطفه را بصورت علقه ( خون بسته)، و علقه را بصورت مضغه ( چيزى شبيه گوشت جويده شده)، و مضغه را بصورت استخوانهايى درآورديم; و بر استخوانها گوشت پوشانديم; سپس آن را آفرينش تازه ‏اى داديم; پس بزرگ است خدايى كه بهترين آفرينندگان است! (14)سورة المؤمنون

 

مبدع ماکیاولیسم کیست؟

غالباً ادعا میکنند که ماکیاولی اولین نظریه پرداز ددمنشی و بی اخلاقی سیاسی است. اما با کمی تدبّر درآیات کریمه ی قرآن درمی یابیم که همانا حضرت عُمر بن خطّاب راست گفت که:  نیست معرفت مفیده ای مگر آنکه در قرآن یافت شود. اگر شک دارید آیات ذیل را ملاحظه فرمائید، به نظرتدقیق:

در قبول دين، اكراهى نيست. (زيرا) راه درست از راه انحرافى، روشن شده است. بنابر اين، كسى كه به طاغوت ( بت و شيطان، و هر موجود طغيانگر) كافر شود و به خدا ايمان آورد، به دستگيره محكمى چنگ زده است، كه گسستن براى آن نيست. و خداوند، شنوا و داناست. (256)سورة البقرة

با كسانى از اهل كتاب كه نه به خدا، و نه به روز جزا ايمان دارند، و نه آنچه را خدا و رسولش تحريم كرده حرام مى‏شمرند، و نه آيين حق را مى‏پذيرند، پيكار كنيد تا زمانى كه با خضوع و تسليم، جزيه را به دست خود بپردازند! (29) سورة التوبة

(اما) وقتى ماه هاى حرام پايان گرفت، مشركان را هر جا يافتيد به قتل برسانيد; و آنها را اسير سازيد; و محاصره كنيد; و در هر كمينگاه، بر سر راه آنها بنشينيد! هرگاه توبه كنند، و نماز را برپا دارند، و زكات را بپردازند، آنها را رها سازيد; زيرا خداوند آمرزنده و مهربان است! (5)سورة التوبة

هنگامى كه با كافران در ميدان جنگ روبه‏رو شديد گردنهايشان را بزنيد، (و اين كار را همچنان ادامه دهيد) تا به اندازه كافى دشمن را در هم بكوبيد; در اين هنگام اسيران را محكم ببنديد; سپس يا بر آنان منت گذاريد (و آزادشان كنيد) يا در برابر آزادى از آنان فديه ( غرامت) بگيريد; (و اين وضع بايد همچنان ادامه يابد) تا جنگ بار سنگين خود را بر زمين نهد، (آرى) برنامه اين است! و اگر خدا مى‏خواست خودش آنها را مجازات مى‏كرد، اما مى‏خواهد بعضى از شما را با بعضى ديگر بيازمايد; و كسانى كه در راه خدا كشته شدند، خداوند هرگز اعمالشان را از بين نمى‏برد! (4)سورة محمد

و آنها را  هر كجا يافتيد، به قتل برسانيد! و از آن جا كه شما را بيرون ساختند ( مكه)، آنها را بيرون كنيد! و فتنه  از كشتار هم بدتر است! و با آنها، در نزد مسجد الحرام (در منطقه حرم)، جنگ نكنيد! مگر اينكه در آن جا با شما بجنگند. پس اگر (در آن جا) با شما پيكار كردند، آنها را به قتل برسانيد! چنين است جزاى كافران! (191)سورة البقرة

اى پيامبر! مؤمنان را به جنگ با کافران تشويق كن(65)سورة الأنفال

 

علمای اَعلام با بیانی بلیغ ادعا می کنند که اسلام دین صلح است و اجباری در آن نیست. با این حال برخی ناآگاهان سئوال میکنند که پس چرا مجازات کافر در اسلام مرگ است؟

جواب: این مسلماً به معنای خشونت و ددمندشی این دین مبین نیست. فسلفه ی  کشتن کفّار این است که خداوند رحمان رحیم بسی مشتاق آن است که با گرفتن جان کفّار آنان را از پرداختن به معصیت فزون تر در این عالم فانی ولذا گرفتاری به عقوبت سخت تر در عالم باقی باز دارد.

همچنین پروردگار عالم در بسیاری آیات می فرمایند که قرآن را به زبانی ساده و روشن فرو فرستاده اند چنان که فهم آن برای اعراب بیابان نیز مشکل نخواهد بود:

 ما آن ( قرآن) را بر زبان تو آسان ساختيم، شايد آنان متذكر شوند! (58 )سورة الدخان

 بنابراین نباید خیره سرانه  اندیشید که  آیاتی که به مذاق ضائع گمراهان و کفّار خوش نمی آید استعاره ای اند و نباید با میزان صدق سنجیده شوند.

کلام آخر:

قرآن کریم سرشار از بی دقتی ها، تناقض ها، ناهمسازی ها، حشوها و غیره است. فرد می تواند صد ها مورد از این تناقضات/اشتباهات/ناهمسازی ها را در قرآن  بیابد. موارد بالا مشتی بود نمونه ی خروار. با این حال هنوز هم قرآن برای اهل ایمان کسان معجزه ای می نماید. آیا این خود معجزه نیست؟

" ذهن احمق مانند مردمک چشم است:هرچه نوربیشتری به آن بتابانید تنگ تر می شود"

 اولیور وندل هولمز

نوشته شده توسط RezgaR sky |  در 27 Feb 2008 | 
جزئیات ماجرای سنگسار دختر 14 ساله توسط پدرش
بازگشت از اسلام به مسیحیت بلامانع است

آیا قرآن کتاب کاملی است؟ایا اسلام  تکمیل کنندۀ یهودیت و مسیحیت است؟آیا مسیحیت تنها راه رستگاری ست؟میتوان سوالهای متعددی در این خصوص مطرح نمود اما بیاد داشته باشید که ما در این مجموعه قصد نداریم تا دین شما را عوض کنیم و یا اینکه شما را به توبه واداریم ،هرگز .  ما معتقد هستیم بر اساس انجیل خداوند و نجات دهندۀ ما عیسای مسیح نجات از جانب خداست و هر کس آزاد است تا آرمان و باور خود را انتخاب نماید، در آن زندگی کند و در آن بمیرد.آنچه کلیسای ایرانیان فیض قصد دارد در اختیار شما قرار دهد حقیقت موجود در هر دو کتاب مسیحی و اسلام است.مطالبی که بی غرض میتوان گفت شاید هرگز از آن اطلاعی نداشتید و یا آن را به نادرستی در تصور خود داشتید.نادرستی این تصور زمانی برای شما مسجل میگردد که بعد از مطالعه و خواندن اسناد و نوشتجات کتابمقدس و مقایسۀ آن با نوشتجات قرآن به واقعیتی پی میبرید که تاکنون با آن مواجه نبوده اید.عیسی بن مریم قرآن یک پیامبر است که از روح القدس (جبرئیل)توسط مریم بدنیا می آید تا پیامبری اولاالعزم و نمونه باشد بعد به آسمان صعود کند!!عیسای مسیح ِ انجیل یک نجات دهنده است که از روح القدس توسط مریم بدنیا آمد تا بعد از مرگ بر صلیب برای گناهان ما و قیام پرشکوه از مرگ به آسمان صعود کند.آیا شما این خط باریک تفاوت فاحش بین این دو عیسای مسیح را می بینید؟ملت مسلمان 1400 سال  پشت همین خط باریک بین این دو مسیح متوقف مانده و خود را از تضمین حیات ابدی و چشمۀ آب حیات محروم  ساخته است.ما معتقد هستیم که مسلمانان در پنج مورد اساسی و حیاتی عیسای مسیح انجیل را نشناخته اند.یک مسلمان حاضر است مسیح را یک پیامبر بزرگ بداند.ایمان به او را شرط ایمان به محمد بداند.تعالیمش را تماما درست بداند.پاک و عظیم بداند.اما هرگز حاضر نخواهد بود تا این پنج مورد را از شما بشنود.یعنی تمامی همان مواردی که آن خط باریک بین مسیحیت و اسلام را به پهنای کهکشانها تبدیل نموده است.آیا کسی این را می دانسته ؟ در این مجموعه ما قصد نموده ایم که از این پنج مورد برای شما به اجمال پرده برداریم

اجازه بدهید تا راهنمایی شوید با حقیقت.با حقیقت روح خدا و از او بخواهید تا در سیر این مقالات شما را به خود معرفی نماید و خود را به شما مکشوف سازد.چرا که اگر آن را در یابید شما ازاد خواهید بود.آمین

نوشته شده توسط RezgaR sky |  در 11 Feb 2008 | 

                                                     

 

انتقادی بر مقالۀ نوشته شده توسط آقای دکتر محمد برقعی تحت عنوان

" کثرت گرایی دینی " در روزنامۀ شهروند شماره های 795-798

در این مقاله قصد بنده روشن سازی پاره ای از سوءتفاهمات دیرینه پیرامون شخصیت عیسای مسیح ،تعالیم او و راهی که بعد از او باقی ماند تا دیگران آن را بپیمایند،میباشد. قلبا یقین دارم که من در پی اثبات ،تجزیه و تحلیل و یا بازشکافی شخصیت عیسای مسیح در اذهان خوانندۀ گرامی نیستم ،چرا که او خود می تواند خود را به زیبایی بر هستی و بر هر انسانی بدون دفاعیۀ من از او ثابت کند!از اینرو در پاسخ و رفع سوءتفاهم اتهام نابجای جناب برقعی در خصوص " همۀ ادیان جهان در معرض تهاجم " مسیحیت است ،قصد دارم تا به چند نکتۀ اساسی اشاره ای بنیانی داشته باشم تا تصور و باور روشنفکران امروز و فردا را بر آن دارم تا نگاهی مجدد اما اینبار دقیق تر به واقعیت عیسای مسیح ، تعالیم و راه او بیاندازند.

در این مقاله شما خواهید خواند :

1- مقایسۀ چهره به چهرۀ گفته ها و تعالیم عیسای مسیح و محمد

2- مسیحیت دین نیست.

3- آیا ما به مسیحی کردن انسان ها معتقدیم و برای آن می جنگیم؟

4- مسیح و مسیحیت تهدیدی برای شیطان و یاران اوست نه برای صلح جهانی

5- پس تفاهم کجاست؟

1- مقایسۀ چهره به چهرۀ گفته ها و تعالیم عیسای مسیح و محمد

آقای دکتر برقعی در مقالۀ خود یک اشتباه بسیار فاحش کرده است:مسیحیت و اسلام را در کنار هم مقایسه کرده اند(!!)

آنگاه ایشان این دو باور کاملا متفاوت و ناممزوج شدنی را در یک هاون گذاشته و قصد دارند تا با کوبیدن این دو با همدیگر و نتیجه گیری مشترک از عملکرد این دو به یک " راه حل صحیح و مناسب ارتباطات جهانی و عصر جهانی شدن و کمرنگ شدن مرزها " برسند.( ستون اول مقاله پاراگراف ششم)

نکتۀ ظریف اما ریشه ای و مهم در اینجاست که تعالیم اسلام تماما با تعالیم مسیح متفاوت و تا اندازه ای تکرار شدۀ دین یهود میباشد(ای کاش دوستان مسلمان این را با خواندن تورات موسی درمی یافتند.) پس به هیچ عنوان نمی توان این دو را در کنار هم گذارد و با هم ادغام کرد تنها صرف به این دلیل که هر دو خدای یکتا را می پرستند.شیطان هم به یکتا بودن خدا واقف است آیا باید او را هم تایید کرد!؟شیطان هم می داند که بهشت و جهنم وجود دارد !سخن کلیدی اینجاست که تمامی ادیان بخصوص اسلام با تعالیم موجود که تماما برگرفته از قران و محتویات آن میباشد، در پی آن هستند تا به پیروان خود این را بیاموزانند که اگر آنها میخواهند تا خدا را خشنود کنند و به او برسند باید تمامی اصول دین و فروع دین را دنبال کنند (البته اگر شهید شوند به اینها احتیاج ندارند زیرا آنها مستقیم وارد بهشت میشوند!) و از آن چیزی را از قلم نیندازند اگر انداختند مطمئن شوند که آن را بار دیگر جبران کنند!در واقع راه نجات اسلام راهی نیست جز راه تلاش رسیدن انسان به خدا توسط انجام شریعت ، راه تکمیل شریعت ،یعنی همان شریعتی که یهود میبایست آن را تکمیل کند اما نتوانست!!اما در مسیحیت انسان نیست که تلاش میکند تا به خدا برسد این خداست که از آسمان به زمین آمده تا به انسان برسد ،تا با او و در او توسط روح مقدس خود زندگی کند و همان تایید و دنباله رویی که شخص باید از شریعت انجام دهد اینبار با دل و جان وروح وروان خود با مهر و مطیع بودن و احترام به خدا انجام میدهد .بدون قید و بند شریعت ،بدون تکرارهای بی معنی و بیفایدۀ آن ؛در واقع در مسیحیت ،خدا شخصا دست انسان گناه را گرفته و از منجلاب گناه او را بیرون کشیده است .یعنی توسط دستهای عیسای مسیح. از اینرو عبارت " راه نجات " کاملا یک عبارت انجیلی می باشد و اصولا اسلام به راه نجات معتقد نیست.شما در اسلام با اعمال شریعت و کار خوب کردن و آدم خوب بودن می خواهید تا نظر خدا را به خود جلب کنید و آخرت را بخرید.اما در مسیحیت تمامی شریعت در خون مسیح تکمیل شد.دیگر شریعت راه نجات نیست.ایمان به مسیح راه نجات است.اسلام دین خود را برتر از تمامی ادیان می داند و به غیر از گرویدن به دین محمد برای رستگاری راه نجاتی به شما ارائه نمی دهد.یعنی به زبانی ساده شما دین را عوض می کنید.قبلا بودایی و یا یهودی بودید حالا مسلمان می شوید .شما فقط آداب شریعت خود را عوض کردید ،نه اخلاق و نگرش و خوی و خصلت و درون و رفتار و انگیزه را،زیرا هنوز در قید و بند شریعت هستید!و اجازه میدهید تا زحمات روحانی شما برای پوست انداختن در یک نبرد روحانی در روح و جسم درون را، نمازها و روزه ها و نذرها و زیارت ها تقبل کنند نه خودتان!پس اسلام هرگز " راه نجات " به جهان ارائه نداده است و نمی تواند بدهد.چرا که خود ،خود را نفی خواهد کرد!

( قبل از شروع و خواندن این بخش از شما استدعا دارم تا کتاب انجیلی را بیابید (نه انجیل دروغین برنابا!! بلکه انجیل منتشر شده توسط انجمن کتابمقدس ایران) و من میدانم که قرآن را در کتابخانۀ خود دارید! این دو کتاب را با هم باز کنید و آیه های مستند را اگر برای اولین بار هم که شده است با ما نگاه کنید.تا خود آن را با چشمان خود ببینید و بخوانید.اما کتاب قرآنی که من به آن استناد میکنم از ترجمۀ آقای عبدالمحمد آیتی از واحد احیای هنرهای اسلامی تهران چاپ سال 1374 میباشد.)

1- در بارۀ ارزش انسان

مسیح گفت :

" بدانید که به همان طریق

برای یک گناهکار که توبه

میکند در آسمان بیشتر شادی

و سرور خواهد بود." ( انجیل لوقا فصل 15 آیۀ 17 )

محمد می گوید :

" جز در مسلمانی نمیرید."

( سورۀ آل عمران آیۀ 102 )

2- در بارۀ احترام به عقاید دیگران

مسیح گفت :

" در بارۀ دیگران قضاوت نکنید تا

مورد قضاوت قرار نگیرید " ( متی7 : 1 )

در جایی دیگر او می گوید :

" خدا باران خود را بر درست کاران

و بدکاران می باراند."

( متی 5 : 45 )

محمد می گوید :

" ای کسانی که ایمان آورده اید یهود و

نصارا را به دوستی بر مگزینید ،آنان

خود دوستان یکدیگرند.هر کس از شما

که ایشان را به دوستی گزیند در زمرۀ

آنهاست و خدا ستمکاران را هدایت نمی کند."

( سورۀ المائده ایۀ 51 )

3- در بارۀ برخورد با مخالفان و دشمنان

مسیح گفت :

" دشمنان خود را دوست بدارید و

برای کسانیکه به شما جفا می رسانند

دعا کنید.به این وسیله شما فرزندان

پدر آسمانی خود خواهید شد،چون او

آفتاب خود را بر بدان و نیکان یکسان

می تاباند." ( متی 5 : 44-45 )

محمد می گوید :

" چون ماههای حرام به پایان رسید

هر جا که مشرکان را یافتید بکشید و بگیرید

و به حبس افکنید و در همه جا به کمینشان

نشینید."

(سورۀ توبه ایۀ 5 )

4- در بارۀ زن و طلاق

خدا در کتاب ملاکی فرموده :"از طلاق نفرت دارم."(ملاکی 2 : 16 )

از اینرو عیسای مسیح گفت :

" هر کس زن خود را به هر علتی

بجز زنا طلاق دهد و با زن دیگری

ازدواج نماید ،مرتکب زنا می شود."

( متی 19 : 9 )

محمد می گوید :

" اگر زنانی را که با آنها نزدیکی

نکرده اید و مهری بر ایشان مقرر نداشته اید

طلاق گویید ،گناهی نکرده اید ."

( سورۀ بقره ایۀ 236 )

5- در بارۀ بی ایمانان در مسیحیت و در اسلام

عیسای مسیح گفت:

"زیرا خدا پسر خود را (عیسای مسیح ) به جهان

نفرستاد تا جهانیان را محکوم نماید بلکه تا آنان را

نجات بخشد.هر کس به او ایمان بیاورد محکوم نمی شود

اما هر کس که به او ایمان نیاورد در محکومیت باقی میماند."

(انجیل یوحنا 3 : 17-18 )

محمد می گوید:

"چون با کافران رو به رو شدید ،گردن شان را بزنید.

و چون آنها را سخت فرو کوفتید ،اسیر شان کنید و

سخت ببندید.آنگاه یا به منت آزاد کنید یا به فدیه.

تا آنگاه که جنگ به پایان آید.و این است حکم خدا.

و اگر خدا میخواست از آنان انتقام می گرفت ،ولی

خواست تا شما را به یکدیگر بیازماید."

(سورۀ محمد آیۀ 4 )

6- در بار ۀ شیوۀ بشارت

مسیح گفت :

" خوب توجه کنید : من شما

را مانند گوسفندان به میان

گرگها می فرستم ،شما مثل مار

هوشیار و مانند کبوتر بی آزار

باشید." ( انجیل متی فصل 10 آیۀ 16 )

محمد می گوید :

" ای کسانی که ایمان آورده اید

،سلاح بگیرید و آنگاه هوشیارانه

،فوج فوج یا یکباره به جنگ روید."

( سورۀ نسا آیۀ 71 )

7-در بارۀ گناه، دلیل و عواقب آن

هر چند این مقوله بحثی بسیار عمیق میباشد و در یک یا دو سطر نمی گنجد اما اگر شما کتاب قرآن و انجیل را بخوانید شما تحقیقاً به تفاوت فاحشی در بارۀ ریشه های ایجاد گناه که اساس و بنیاد آمدن انبیاء، لعنت شدن انسان از طرف خدا میباشد را درمی یابید.شما هرگز در قرآن نمی توانید ریشه و دلیل و اساس گناه را ببینید.در قرآن بارها و بارها میخوانید که این خداست که اگر "بخواهد گمراه می سازد " و "اگر بخواهد هدایت میکند." (سورۀ اعراف آیۀ 155 ) دید کلی قرآن در بارۀ گناه این است که :

" آگاه باشید آن نیک و بد که به ایشان رسد از خداست ولی بیشترشان نمی دانند." (اعراف 131 )

" آنکه خدا گمراهش کند هیچ راهی برای او نخواهی یافت." ( النساء 143 )

" خدا هر که را که خواهد گمراه کند و هر که را خواهد به راه راست اندازد." ( انعام 39 )

"پس هر که را بخواهد می آمرزد و هر که را بخواهد عذاب میکند." (بقره 284 و آل عمران 129 )

اما تعالیم مسیح و راه او به ما این را به روشنی و با جدیت روشن میسازد که :

مسیح گفت:

" شما فرزندان پدر خود ابلیس هستید و آرزوهای پدر خود را به عمل می آورید.او از اول قاتل بود و از راستی بی خبر است ،چون در او هیچ راستی نیست.وقتی دروغ میگوید مطابق سرشت خود رفتار می نماید زیرا دروغگو و پدر تمام دروغ ها ست." (انجیل یوحنا 8 : 44 )

و همچنین مسیحیت به این اصل معتقد و بر آن پابرجا ست که :

"کسی که گرفتار وسوسه میشود نباید بگوید :" خداوند مرا به وسوسه انداخته است." چون خداوند از بدی مبرا است و کسی را به وسوسه نمی اندازد.انسان وقتی دچار وسوسه میشود که مجذوب و فریفتۀ شهوات خود باشد.در نتیجه ،شهوت آبستن میشود و گناه را تولید می کند و وقتی گناه کاملا رشد کرد باعث مرگ می شود." (نامۀ یعقوب 1 : 13-15 )

8-در بارۀ بهشت در مسیحیت و در اسلام

مسیح گفت:

" در روز رستاخیز کسی نه زن میگیرد

و نه شوهر می کند ،بلکه همه در آن عالم

مانند فرشتگان هستند."

(متی 22 : 30 )

محمد می گوید :

" بگو:آیا شما را به چیزهایی بهتر از اینها اگاه کنم؟

برای آنان که پرهیزکاری پیشه کنند در نزد پروردگارشان

بهشت هایی است که نهرها در آن روان است.اینان با زنان

پاکیزه در عین خشنودی خدا جاودانه در آنجا خواهند بود."

( سورۀ آل عمران آیۀ 15 )

9-در بارۀ راه دریافت بهشت و حیات جاودان در مسیحیت و اسلام

مسیح گفت:

"زیرا خدا جهانیان را آنقدر محبت نمود که

پسر یگانۀ خود را داد تا هر که به او ایمان بیاورد

هلاک نگردد بلکه صاحب حیات جاودان شود."

( انجیل یوحنا 3 : 16 )

از اینرو مسیحیت می گوید :

" بوسیلۀ ایمان به مسیح ما وارد فیض الهی شده ایم."

(نامۀ رومیان 5:2 )

پس:

دریافت حیات جاودان نه با زور شمشیر نه با جنگ و تنها شهید شدن در راه مسیح و نه با اعمال شریعت و دینی بدست میاید .آن تنها و تنها با اعتراف قلبی شخص و ایمان او به عیسای مسیح بعنوان تنها نجات دهندۀ او میسر است و ما این را به سبب فیض خدا میدانیم نه بابت اعمال خود!

محمد می گوید :

" آیا می پندارید که به بهشت خواهید رفت و حال آنکه

هنوز خدا معلوم نداشته است که از میان شما چه کسانی

جهاد می کنند و چه کسانی پایداری می ورزند؟"

( سورۀ آل عمران آیۀ 142 )

از اینرو اسلام میگوید:

" جنگ ،جنگ است و عزت و شرف ما در این جنگ."

( از سخنان خمینی)

پس:

در ادامه مطلب
ادامه مطلب ... |  نوشته شده توسط RezgaR sky |  در 29 Jan 2008 | 

مردي که مدعي ارتباط با ائمه بود و خود را امام زمان معرفي مي کرد، داخل يک مسجد در قيامدشت دستگير شد...

 

 

 

به گزارش شبکه خبر مسیحیان فارسی زبان به نقل از جام جم، مردي که مدعي ارتباط با ائمه بود و خود را امام زمان معرفي مي کرد، داخل يک مسجد در قيامدشت دستگير شد.

 به گزارش مرکز اطلاع رساني نيروي انتظامي تهران بزرگ ، روز گذشته ماموران کلانتري 174 قيامدشت با تماس تلفني شهروندان ، اطلاع پيدا کردند فردي در خيابان وليعصر قيامدشت با حضور در مسجدي ، مردم را دور خود جمع کرده است و خود را امام زمان معرفي مي کند. به دنبال اين تماس ، ماموران کلانتري 174 قيامدشت با عزيمت به محل ، فرد مدعي را دستگير و با انتقال به کلانتري ، تحقيق از وي را آغاز کردند.

با مشخص شدن هويت متهم به نام مرتضي غ، پرونده اي در اين ارتباط تشکيل شد و تحقيق درباره او ادامه دارد.

اطوکشي مرد رمال براي معالجه بيماران

گزارش ديگري حاکي است ، فردي که از طريق دعانويسي و ادعاي درمان دردهاي استخواني با اطوکشيدن بر بدن مراجعان مبالغ هنگفتي وجه نقد از آنها دريافت مي کرد نيز توسط پليس آگاهي يزد دستگير شد.
 در پي اعلام خبري ، ماموران انتظامي يزد مطلع شدند مدتي است فردي به هويت معلوم از طريق دعانويسي و ادعاي درمان دردهاي استخواني با اطو کشيدن بر بدن مراجعان مبالغ هنگفتي وجه نقد از آنان دريافت مي دارد، لذا مراتب به صورت ويؤژه در دستور کار پليس آگاهي قرار گرفت و با انجام يکسري کار اطلاعاتي و پليسي نهايتا متهم دستگير شد.
 
در ادامه ، متهم اعتراف کرد تاکنون 9 فقره کلاهبرداري به اين روش انجام داده که حاصل آن مبلغ 200 ميليون ريال بوده است.

آخرين بروز رساني ( ۲۶ دي ۱۳۸۶ )
نوشته شده توسط RezgaR sky |  در 16 Jan 2008 | 
من پدر ابوالبشرپدر تمام انسان‌های روی زمین هستم و نشانی های مرا پیغمبران پیشین داده اند، من نشانی ها را می دهم شما ببینید اگر نشانی ها یکی است به سوی من بیایید.

 

 

 

 

به گزارش شبکه خبر مسیحیان فارسی زبان به نقل از جهان، يكي از مدعيان پيامبري در سخناني كه اخيرا گفته است خود را اين گونه معرفي مي‌كند؛ فامیلی من فعلا پناه است، قبل از آن لطفعلی، قبل از آن لطفعلی خان و قبل از آن هم الحسنی الحسینی طباطبائی اصل، ستون رشته وراثت خلیفه‌الهی را طی کردم تا به اینجا رسیدم. در زمان فتحعلی خان قاجار جد چهارم لطفعلی خان که در تاریخ به نام خلیل ا..ثانی (آقا خان دوم ) در شب جمعه ای در یزد به دست طایفه ملا حسین به شهادت رسید، جد من سید قطب بود و من هم که نوه او هستم، سید قطب هستم و در سال 1326متولد شده ام و دارای تحصیلات پنجم ابتدایی هستم. تا کنون هیچ شغلی نداشته ام، چرا كه در کار خدا نباید دخالت کرد.
 
او ادعا كرد:‌ من هفتمین فرستاده خدا هستم و شجره ای که من دارم هيچ یک از پیامبران ندارند. خدا به من فرمود تو آخرین فرستاده من هستی و وظیفه ات بسیار سخت است، نشان تمام انسان های روی زمین در تو وجود دارد. همه انسان‌های روی زمین منتظر یک نفرند، همه منتظر حضرت آدم هستند.
 
اين شخص همچنين مي‌گويد؛ من پدر ابوالبشر صفی ا... پدر تمام انسان‌های روی زمین هستم و نشانی های مرا پیغمبران پیشین داده اند، من نشانی ها را می دهم شما ببینید اگر نشانی ها یکی است به سوی من بیایید، من کتاب ندارم هر چه هست در وجودم است ... در سال 74 نامه ای نوشتم و خود را معرفی کردم و نوشتم سادات دنیا و پولدارها اگر متوجه حضور من شوند، سیل پول به طرفمان می آید و تحریم آمریکا هیچ اثری ندارد و جبران آنچه که شاه هم برده می‌شود، بعد از چند روز ماهواره‌های 110هم آمدند و ما را با احترام به مقرشان بردند، چند ماهی ما را دادگاهی می بردند.
 
وی اظهار داشت: روزنامه مطالعه نمی‌کنم به اینترنت دسترسی و ماهواره هم دارم .
 
اين مدعي پيامبري در اظهاراتي عجيب‌تر گفت: من به خدا گفتم خدا من حال اینکارها را ندارم، خدا هم گفت من خودم منتظر حکومت عادلانه تو هستم و مردم دیر با زود تو را پیدا می‌کنند، خدا در سال 74 به من گفت تو به مقام کشف رسیده ای حالا باید نطق کنی، من هم مرتب گفتم و تمام علمایی که آمدند این حرف ها را باور نمی کردند.

 

ادامه مطلب ... |  نوشته شده توسط RezgaR sky |  در 2 Jan 2008 | 

دختر بزرگتر در مصاحبه با شبکه سراسری مصر گفت که در تمام این مدت مردی نورانی با پیراهنی سپید که زخمهائی در دستانش داشته است به ملاقات ما می آمد و برای ما خوراک می آورد او مادرمان را زنده کرد تا از خواهر کوچکم پرستاری کند و وقتی  . . .

***

در کشور مصر جائیکه اسلام و اندیشه های اسلامی حکمفرمائی می کند چندی پیش واقعه ای رخ داد که قدمی بزرگ بود در جهت تحقق ملکوت خداوند برای این کشور.

مردی مسلمان در یکی از شهرهای مصر در حرکتی جنون آمیز همسرش را به قتل رساند و او را به همراه دو کودک خردسالش که یکی 8 ساله و دیگری  کوچکتر بود دفن کرد.

سپس نزد پلیس رفته به پلیس گفت که خانواده اش به وسیله برادرش به قتل رسیده و ناپدید شده اند.
همه این داستان را پذیرفته و پلیس در جستجوی عموی قاتل بود تا اینکه 15 روز بعد یکی دیگر از اعضای  این خانواده فوت کرد و وقتی خانواده برای تدفین او به سراغ  مقبره خانوادگی رفتند  2 دختر کوچک را زنده و سلامت از مقبره خارج کردند و این دو کودک خردسال بعد از 15 روز زنده به گور شدن از قبر خارج شدند .

     اکنون در کشور مصر پدر جنایتکار در انتظار حکم اعدام است تا به سزای جنایت خویش برسد.              
اما داستان در اینجا خاتمه نیافته است.

دختر بزرگتر این مرد در مورد اینکه چگونه این مدت را سپری کرده اند در مصاحبه با شبکه سراسری مصر گفت که در تمام این مدت مردی نورانی با پیراهنی سپید که زخمهائی در دستانش داشته است به ملاقات ما می آمد و برای ما خوراک می آورد او مادرمان را زنده کرد تا از خواهر کوچکم پرستاری کند و وقتی مصاحبه به اینجا رسید زن مجری تلویزیون که یک زن محجبه مسلمان بود در پشت تلویزیون سراسری مصر گفت این شخص هیچ کس نخواهد بود مگر عیسی مسیح زیرا این مشخصات تنها مشخصات عیسی مسیح است.

این اتفاق موجب یک بیداری بزرگ در مصر شده زیرا مسلمانان باور کرده اند که این معچزه توسط عیسی مسیح انجام شده.

زیرا نشانه ها و زخمها نشان دهنده عیسی مسیح مصلوب هستند و بچه ها در سنی نبودند که بتوانند چنین داستانی را از خودشان بسازنند و به طور کلی تنها یک معجزه می توانست ایشان را نجات دهد.

اکنون رهبران مذهبی به دنبال راه حل این واقعه هستند و سعی در این دارند که حقیقت مصلوب شدن مسیح و زنده بودن او و قدرت بی نهایت او را به نوعی عوض کنند.

اما می توانید مطمئن باشید که این واقعه در تمامی خاورمیانه به گوش خواهد رسید و خداوند عیسی مسیح هر روزه جهان را از بیخ و بن متبدل می سازد .

خداوند فرموده است : مبارک باد کسی که بر خدا توکل دارد و خداوند اعتماد او باشد.                     ارمیا 7:17

                                    FCNN _ Farsi Christian News Network

 اخبار مرتبط

ـقتل سه نفر در شورش پيرامون نمايشنامه مسيحی 
ـ
كشف بقاياي كليساي باستاني در مصر 
ـ
مسيحيان خاورميانه: زندگی در تنش روز افزون 
ـ
حکم ازدواج مسیحیان مطلقه

 ـ درگیری میان مسلمانان و مسیحیان قبطی

ادامه مطلب ... |  نوشته شده توسط RezgaR sky |  در 27 Dec 2007 | 
۲۸ آذر ۱۳۸۶

چندی قبل مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی با انتشار گزارشی خواستار برخورد با گيم نت ها و کافی نت ها شده بود....

 

 

 

RadioFarda 

به گزارش خبرگزاری های ایران، ماموران اداره اماکن نيروی انتظامی از صبح روز يکشنبه بازرسی از کافی نت ها در تهران را آغاز کرده اند و فقط طی ۲۴ ساعت بيش از ۴۳۵ کافی نت را مورد بازررسی قرار داده و از اين ميان به ۱۷۰ کافی نت اخطار داده و ۲۴ کافی نت را نيز پملپ کردند که همچنان تعداد آنها رو به افزایش نیز می باشد .

چندی قبل مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی با انتشار گزارشی خواستار برخورد با گيم نت ها و کافی نت ها شده بود.

جواد آرين منش، از نمايندگان اکثريت مجلس که با عنوان«اصولگرا» فعاليت می کنند، روز دوشنبه،۲۶  آذرماه خبر داد که برخورد با کافی نت ها و گيم نت ها به دنبال جلسه مشترک نيروی انتظامی، وزير ارشاد اسلامی و کميسيون فرهنگی مجلس شدت گرفته است.

وی گفت که موضوع اين جلسه، «نبود نظارت و برخورد قاطعانه با کافی نت ها و گيم نت ها» بوده و « مسئولان وزارت ارشاد برخورد با اين مراکز را از وظايف نيروی انتظامی عنوان کردند.»

آقای آرين منش گفت:«ما معتقديم که وزارت ارشاد بايد موارد تخلف را به نيروی انتظامی گزارش کند اما در حال حاضر اين اقدام انجام نمی شود.»

وی در عين حال به خانوادها توصيه کرد که فرزندان خود را به جای کافی نت و گيم نت «به مراکزی هدايت کنند که زير نظر دستگاه های دولتی اداره می شود، مانند کانون های فرهنگی، هنری مساجد و کانون های فرهنگی ورزشی و هنری وابسته به وزارت ارشاد و ساير ارگان ها.»

حجت الاسلام مجتبی وافی، مسئول دبيرخانه کانون های فرهنگی مساجد استان قم يک سال قبل همزمان با برخوردهای مشابه که منجر به تعطيلی ده ها کافی نت و گيم نت در شهر های مختلف کشور شد، گفته بود:«بايد در مساجد طوری عمل کرد تا جوانان و نوجوانان به آن جذب شوند.»

وی گيم نت ها را «رقيب اصلی حضور جوانان و نوجوان در مساجد» عنوان کرده و گفته بود «بايد با برنامه های ويژه و خاص در مساجد آنها را از سر راه برداشت.»

پلمپ کردن کافی نت در تهران و بازرسی گسترده از کافی نت ها که از هم اکنون آغاز شده ، به گفته فرمانده اماکن نيروی انتظامی ادامه برخوردی هايی است که از ابتدای تابستان گذشته با تحت نظر گرفتن کافی نت ها آغاز شده است.

نجفی رییس اماکن نيروی انتظامی  گفت: همچنين تاکيد کرده که اين برخوردها و آنچه وی«روند نظارتی» ناميده در روزها و هفته های بعد شدت خواهد گرفت.

 

 

نوشته شده توسط RezgaR sky |  در 27 Dec 2007 | 

pctfx3.3

Sunset Template

مركز طراحي و توسعه سي دي هاي مولتي مديا مركز طراحي و توسعه وب مركز طراحي قالبهاي حرفه اي وب سايت گروه طراحي چندرسانه اي Multimedia CD Catalogues وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: Download Free Blog Templates Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, وبلاگ كارگاه طراحي قالب

pictofxt Farsi Blog Iran Domain Registration

ثبت دامنه میزبانی وب ثبت سایت دامنه فارسی